تبليغاتX
نوادگان کوروش

. 3 فن‌آوری و فرآوری

در چپیره‌های کوچک، مردم خانه و پوشاک خود را از گیاهان و جانوران پیرامون‌شان می‌سازند. برای نمونه، در چپیره‌ی وابسته به کشاورزی جنگلی در پیرامون رود آمازونِ آمریکای نیمروزی، مردم خانه‌های‌شان را از شاخه‌ها و برگ‌های درخت‌هایی هم‌چون نخل می‌سازند.

تیره‌ها و تبارها به فراگیر، فن‌آوری ساده‌ای به کار می‌گیرند. گاه، از چوب برای کندن زمین یا یافتن ریشه‌های خوراکی بهره می‌برند. آنان به گستردگی از پوست و برگ درختان برای پوشاندن خود بهره می‌جویند و برای ترابری چیزها از سبدها و کیسه‌های ساخته از گیاهان سود می‌برند. شکارگران‌ گاه از نیزه و تیرهای چوبی که در سرشان سنگ تیزی بسته شده است بهره می‌گیرند. گاهی نیز سرنیزه‌های‌شان را با زهر آغشته می‌کنند، این زهر هم از گیاهان و برخی جانوران به دست آمده است. زهر، شکار را به آسانی از پای درمی‌آورد. مردمانی که در نزدیکی آب می‌زیند هماره سازنده‌ی کرجی‌هایی هستند که از چوب درختان و پوست جانوران ساخته شده‌اند. آنان از این کرجی‌ها برای گردش، ماهی‌گیری، و شکار دریازیان مانند خوک دریایی و نهنگ سود می‌برند. بیش‌تر شکارگران، باغبانان و شبانان بر روی آتشِ باز خوراک می‌پزند

خانه‌ی انجمنی یاپسه: در استان یاپ، خاوری‌ترین استان میکرونزی، خانه‌ی انجمنی جای گردهم‌آیی روستایی‌یان به شمار می‌رود. اگر چه فرمداران باختری از سال‌های 1800 تا 1986 هنایش بسیاری بر یاپسیان داشته‌اند ولی هنگامی که آن‌ها رایه‌ی خودگردانی در سرزمین‌شان به پا کردند، بیش‌ترِ فرهنگ باستانی خود را بازآوردند.

در چپیره‌های کشاورزی نخستینه، که بسیاری از آن‌ها در آفریکا و آسیای امروزی هم باشنده هستند، مردم خانه‌های‌شان را از گِل و خشت، تیرهای چوبی، و سنگ‌های چارگوش می‌سازند. این مردمان گاه با این ابزارهای برگرفته از گیتی، کوزه‌ها و پیاله و دیگ‌، بافتنی‌های گوناگون و ابزارهای توپالی می‌سازند. مردمِ چپیره‌های کشاورزی، روش‌های گوناگونی برای آش‌پزی به کار می‌برند که به فراگیر به کاربرنده‌ی دیگ و دیگ‌دان‌هایی ساخته از گِل و سنگ است.

در چپیره‌های فیار یِ بزرگ و بازرگانی‌پایه، بیش‌تر مردم در خانه‌هایی و سراچه هایی می‌زیند که دارای سازوبرگ‌هایی چون کهربا و گاز، لوله‌کشی و زاوری هایی چون دورآو هستند، بیش‌ترِ فرهنگِ ماده‌ای این چپیرگان از کالاهای فرآوریِ انبوه که فرآورده‌ی فرآیند‌های فَیاری است، ساخته شده است. از این راه، انبوهی از خوراک و پوشاک فرآورده می‌شود. گوناگونی گسترده‌ای در فرآورده‌های خانگی چون دورآو ، دیگ‌دان‌های ریز کوهه ای، پخش‌سداهای پیش‌رفته و رایانه‌ها در این گونه چپیرگان باشنده است. بسیاری از مردم در آسمان‌خراش‌های غول‌پیکری کار می‌کنند که از آهن و پولاد، ساروگ و شیشه‌های سخت‌جان ساخته شده است. در این چپیرگان، مردم، کالاها و فرآورده‌ها می‌توانند به جا‌های بسیار دور ترابرده شوند. برای این کار از خودرو، راه‌آهن، هواپیما و کشتی سود می‌برند. دیگر فن‌آوری‌های چشم‌گیر این چپیرگان، ماه‌واره‌ها، سامانه‌های بسیار پیچیده و پیش‌رفته‌ی جنگ‌افزاری، و واکنش‌دان‌های کارمایه ی هسته‌ای را می‌توان برشمرد.

3. 4 هنایش بر پیرامونه

شکارگری، کشاورزی جنگلی و شبانی، هماره هنایش اندکی بر پیرامونه‌ی گیتیکی داشته‌اند چرا که مردم تنها به فرآوری آن چه از خوراک و پوشاک و خانه نیازمندند بسنده می‌کنند. افزون بر این، چادرنشینان و کوچندگان، می‌توانستند از زمین‌های فرسوده دور شوند تا آن زمین، گاهِ بازآوری و بازیابی گیاهان و جان‌وران خویش بیابد.

گاه می‌شود که یک چپیره‌ی کشاورزی، پیرامونه را به گستردگی بسوزاند و به راستی تنها چشمه‌ی زندگانی خودشان را تا مرز نابودی پیش برند. برای نمونه، شهروندان سرزمین‌های پیرامون مدیترانه، جنگل‌زدایی بسیار کردند و این مایه‌ی فرسایش خاک شد و سرانجام انگیزه‌ای شد برای افزایش هزینه‌ی فرآوری خوراک در این سرزمین‌ها.

چپیرگان فیار ی نیز بر پیرامونه و گیتی بار سنگینی ورزانیده‌اند و شاید که روزی بن‌مایه‌های گیتیانه‌ی بسیار ارزنده‌ای نابود شوند. فرآوری انبوه کالاها، گاه آلودگی‌آور و زیان‌رساننده است. پس، چپیرگان بزرگ باید کوشش بسیاری برای پیش‌گیری از فراخ‌گساری و بی‌هوده‌گساری انجام دهند و بکوشند که خواست‌گاه‌های گوناگون و تازه‌ای برای برآوری کارمایه و ماده بیابند.

4 فرهنگ چپیره‌ای

مردم هر چپیره‌ای، دارای سامانه‌های ویژه‌ای برای کار، برهم‌کنش و پیوند با دیگران هستند. برهم‌کنش آدمیان را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد: (1) برهم‌کنش‌های خویشاوندی و زناشویی، (2) برهم‌کنش‌های برآمده از کار و نهش مانبدی ، (3)برهم‌کنش‌های برآمده از کشورداری و ساستاری . سازه‌های برجسته در خانواده، کار و پیوندهای ساستاریک دربرگیرنده‌ی سن و جنس نیز هست.

شیوه‌های فرهنگی هم‌کنش: مردم فرهنگ‌های گوناگون شیوه‌های ناهم‌سانی برای هم‌کنش و پیوند به کار می‌برند. این فرتور برخی نمونه‌ها را فراهم آورده است: تسو‌گردانه از چپ بالا، مردان بحرینی با جنبش اندام و نمارش ، و نگاه رو در رو گفت‌وگو می‌کنند. نوجوانان هلندی هنگام گفت‌وگو از نگاه رو در رو می‌پرهیزند، زنان اسکیمو دور از هم نشسته‌اند و گفت‌وگو می‌کنند، و زنان کشمیری هنگام گفت‌وگو بسیار به هم نزدیک می‌شوند.

4. 1 خویشاوندی و خانواده

در چپیره‌های کوچک‌تر، مردم خودشان را بیش از هر چیز بر پایه‌ی بستگی‌های خانوادگی و خویشی (خونی) و زناشویی به‌سامان می‌کنند. خویشاوندان همیشه بر دیگران برتری داده می‌شوند. مردمی که بستگی خونی و زناشویی را پایه‌ی هم‌کنش‌های‌شان کرده‌اند، در کنار یک‌دیگر و در یک خانواده زندگی می‌کنند.

چپیرگان کوچک، خویشاوندان و هم‌تباران را به شیوه‌های گوناگون دسته‌بندی می‌کنند و گونه‌های فراخورِ رفتاری را برای هر دسته به کار می‌برند که از آن رسته است سامه ها و شیوه‌های زناشویی میان خانواده‌های گوناگون. در چپیرگان تیره‌ای، مردمان شیوه‌ی رفتار با هر کدام از هم‌تیرگان خویش را می‌دانند، که گاه در چند خانواده جای می‌گیرند. به گستردگی، زناشویی‌ها برون‌تیره‌ای است تا پیوند و بستگی تیره‌ها فراهم شود و هنگام نیاز به کار گرفته شود.

تک‌هم‌سری: تک‌هم‌سری روامندترین شیوه‌ی زناشویی است. در زناشویی تک‌هم‌سری، دو آدم با یک‌دیگر زناشویی می‌کنند و این پیوند تنها میان همان دو خواهد بود. این خانواده‌ی اردنیِ تک‌هم‌سری، یک زن‌ و یک مرد و کودکان‌شان را دربرمی‌گیرد.

همه‌ی مردمی که در یک تیره می‌زیند هماره به دید برابری به هم می‌نگرند، ولی کودکان باید در بزرگ‌داشت بزرگ‌تران کوشا باشند. هماره بزرگ‌ترها، توان‌مندی بازشناسی بیش‌تری دارند و این از دانسته‌ها و آزموده‌های‌شان برمی‌آید. در تیره‌ها، به فراگیر، مردان و زنان، برابر و یک‌سان نگریسته می‌شوند

چندهم‌سری: چند‌هم‌سری، شیوه‌ای از زناشویی است که در بسیاری از چپیرگان روامند بوده است. اگر چه چندهم‌سری در استان‌های هم‌بسته‌ی آمریکا، ناقانونی و دش‌داتی است، ولی برخی آمریکایی‌ها چندین هم‌سر دارند. این خانواده‌ی نِوادایی، یک شوهر با ده زن و چندین کودک را دربرمی‌گیرد.

هم‌تباران به دودمان و خاندان وابسته‌اند، که گروه‌های خویشاوندی بزرگی‌اند که تخمه‌ی خود را به یک نیای هنباز می‌رسانند. خاندان‌ها تا اندازه‌ای از دودمان‌ها بزرگ‌ترند و هماره زادورود بیش‌تری را دربرمی‌گیرند. خاندان‌ها تخمه‌ی خودشان را به یک نیای استوره‌ای می‌رسانند که گاه به فرنام یک روانِ جانوری یا نماد خاندانی بازشناخته می‌شود.

برای نمونه، بسیاری از بومیان آمریکا، چه در اپاختر و چه در نیمروز زندگی هم‌تباری داشته‌اند و یا دارند. یک تیره از بومیان آمریکا، ناواجواست که در جایی که آریزونا نامیده می‌شود می‌زیسته‌اند و در گذشته خودشان را در یک مادرتبارِ خاندانی به سامان کرده بوده‌اند. در مادرتبارها به وارون پدرتبارها، پایه و نهش و ویژگی‌ها از سوی مادر پی‌گرفته می‌شود، نه از سوی پدر.

خویشاوندی و پیوندهای خانوادگی در چپیرگان کشاورز، از ارزش والایی برخوردار است. این رفتار در چپیرگان فیار ی نیز به راه است. ولی بسیاری از مردمی که امروزه در چپیرگان بزرگ می‌زیند، پیوندهای خانوادگی و هم‌خویشی، از ارزش افتاده‌اند. بسیاری از مردم به تنهایی یا در خانواده‌های کوچک می‌زیند و نیز بسته به سازمان‌ها، کارگاه‌ها و بنیادهای کشوری و رایه ای شاید که در خانوده یا گروه‌های کوچکی روزگار به سر کنند.

برگردان از روی دانش‌نامه‌ی انکارتا

فهرستِ واژگان

واژه

چَم

اپاختر 

(apâxtar): شمال

برگرفته 

(bargerefte): مشتق

دش‌داتی 

(došdâti): غیرقانونی

دورآو 

(durâv): تلفن

رایه 

(râye): دولت

رسته 

(raste): جمله

روامند 

(ravâmand): معمولي

ریزکوهه 

(rizkuhe): مایکروویو

ساروگ 

(sârug): سیمان، بتون

سامه 

(same): شرط

سراچه 

(sarâce): آپارتمان

شوند 

(šavand): علت، سبب، دلیل

فرتور 

(fartur): نگاره، عکس

فرنام 

(farnâm): سرنام، سرسخن، سرگفتار، عنوان

مانبدی 

(mânbadi): اقتصادی؛ اقتصاد = مانبد

ناهم‌سانی 

(nâhamsâni): تفاوت

نمارش 

(namâreš): اشاره، ايما، ژست

نهش 

(naheš): وضعیت

نیمروز 

(nimruz): جنوب

هایی 

(hâi): مثبت

هنباز 

شریک

کهربا 

(kahrobâ): برق، الکتریسیته، تازیان به برق می‌گویند کهربا که پارسی است و شگفت آن که پارسیان به کهربا می‌گویند برق که تازی است!

گیتیکی 

(gitiki): فیزیکی


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 3:53 بعد از ظهر
توسط موضوع: |

blogema

دون کرلیونه(مدیر)

blogema

http://blogema.blogfa.com

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش - فرهنگ چیست؟

نوادگان کوروش

<<زنده باد کوروش شهریار آزادی ها>>
صبر کنین آهنگ وبلاگ بالا بیاد خیلی قشنگه خیلی!

به وبلاگ ما خوش آمدید!این وبلاگ عاری از هرگونه مطالب غیر اخلاقی بوده و وابسته و یا متمایل به هیچ یک از تشکیلات دولتی و یا گروه های سیاسی نمی باشد.در این وبلاگ سعی می شود به موضوعات روز دنیا همچنین مشکلات مدرسه ما (سمپاد آمل) پرداخته شود تا مدرسه ای بهتر داشته باشیم.به آرشیو مطالب حتما سر بزنید!
خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه کنید!
با تشکر ار بازدید شما بیننده عزیز
مدیر وبلاگ آرش توکلی

وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
من در طول مدت عمر خود هر آرزويی كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاری كه زدم پيروز شدم دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامی بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما می سپارم .
من به خاطر ندارم در هيچ جهادی برای عزت ، سربلندی و كسب افتخار برای ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسی خوشبخت ميدانم زيرا : فرزندانی كه خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و پرشكوه می باشد و آيندگان مرا مردی خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكی ، محو و فناپذير نمی گردد . مرگ چيزی است شبيه به خواب .
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از كژی و ناروايی بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت كه از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.

بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش
اينك من به ياری خداوند تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروزی
كه زنده ام و خداوند توفيق سلطنت به من بدهد دين و آداب و رسوم ملتهايی را
كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و
زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر
ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و خداوند توفيق
سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را
پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه
پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسی
به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را
به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد
و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است داشته
باشد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی
را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد
به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد .
و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا
طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری خداوند سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت
كه مردان و زنان را بهعنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من
مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان
به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از خداوند خواهانم كه مرا در راه
اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك چهارگارنه
برعهده گرفته ام موفق گرداند
وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل

نوادگان کوروش

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog