تبليغاتX
نوادگان کوروش

اندر ساختن مدرسه ای جدید برای دختران تیزهوشان شهرستان آمل:

گویند روی یکی از ثروتمندان شهر قصد قربت کرد و خواست مدرسه ای بنا کند از قضا در همان زمان مدرسه ای نیاز بود برای دختران در حال دستور فرمود تا بروند و بسازند.گویند نمی دانست رسم ساختن چیست و نمی دانست که را بگوید تا برایش بسازد.در این حال با خود مشغول مناظره بود که آن را به مردی به ظاهر دانا سپرد!

مرد شروع به ساختن و کرد اما مدتی بعد دلایلی پیش روی خود دید که چه سود است که این مکان ساخته شود و چه بسا سود هایی که در عدم ساختن این بنا نصیب همگان شود:

دلایل به شرح زیر بود:

1.      مدرسه جای تصیلاست و اصل چه نیاز است که دوباره مدرسه ای سازیم همین که خرابه ای در شادمحل موجود باشد تا عده ای در آن بخبند و بخوانند و بخورند و .... کافی است!

2.      اصلا کی گفته که آنجا خرابه است؟مگر جایی که دیوارش بریزد خرابه است؟وا اسفا بر مردمی که این مکان را خرابه بدانند!

3.      اصلا من می خواهم می سازم نمی خواهم نمی سازم تو رو چه؟یا بگو مگر فضولی؟

4.      و کلا رو ماستت را بخور و به اینها کاری نداشته باش!

در همین حال بود که گروهی به ظاهر اندک انقلابی نو بر پا کردند تا بتوانند مدرسه را راه بیندازند همین بود که مدیر مدرسه عوض شد و گفتند اصلا دیگر انقلاب را ول کن!

حالا این دختران بیچاره (کیج کیجائون!)همچنان در انتظار ساخت مدرسه جدیدند ولی تاسف که تا لوله کش بخواهد لوله بخرد ...... ده ها سال طول می کشد!

بگذار بگویم:

از اکنون 2 سال طول می کشد تا مسئولین مدرستین ببیند که مدرسه ای در حال ساخت در کنار مدرسه موجود است!

6 ماه بعد سئولین تصمیم می گیرند که مدرسه را بررسی کنند که ببیند که آن را ساخته است!

یکی از مسئولین پس از 3 سال تلاش می فهمد که مدرسه توسط همین مسئولین مدرسه ساخته شده است!

در طی 2 سال بعد مسئولین تصمیم به بررسی مجدد می گیزند و سپس ایند و روند و خورند و ...وزند!

در طی 7 سال بعد لوله کشی گاز و برق  و آب و باالخص لوله کشی برق و تلفن صورت می گیرد و جشن پیروزی صورت می یپذیرد!

بالاخره بعد از 14 سال مدرسه ساخته  می شود ولی مدرسه بید مراحل اداری را طی کند و در آخر به دلیل کمبود بودجه مدرسه را به یک مرغداری اجاره می دهند!

نکته:اصل بروکراسی یا کاغذ بازی وجود خارجی نداد.

نکته من به شخصه از تمام دانش آموزان ساعی و کوشای مدرسه فرزانگان که در انتظار آرمان شهر (منظورم همون مدرسه جدیده!)می خواهم صبر پیشه کنند از تمام قربانیان این ساخت و ساز هم تسلیت قبلی به عمل می آید!  

ان شا الله به مدرسه جدید نقل مکان کنید.

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 11:54 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
 
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 10:27 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
سلام دوستان بزرگ من
نوروز و سیزده بدر یگانه(میرزانوس)بزرگ آیین ایران زمین بر همه همایون باد!(از زبان میرزانوس)
من فقط توی سال جدید یه سوال دارم اگه اولین زنگ سال جدید پرورشی داشتین چی کار می کردین!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!
حالا دعای سال جدید
خدایا مراسم صبحگاهی را بیشتر کن
خدایا هرچی نامرد و هرچی آدم که رفیقاشو لو می ده تا ارزشش زیاد بشه از روی زمین پاک کن!
خدایا بعضی از اعضای مدرسه رو عوض کن بعضی زنگ ها(یکی از زنگ ها)رو پاک کن!
خدایا مسئولیت مدیر مدرسه رو زیاد کن(خیلی مسئولیتش کمه بیچاره!)
خدایا مسئولیت بعضی دیگر (دو تن!)از اعضای مدرسه رو زیاد کن بیچاره ها هیچ مسئولیتی جز سرک کشیدن توی کار دیگران ندارن!
آمین
عکس زیر هم دو یابوی عاشق رو نشون می ده شباهتو نگاه!

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 9:3 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
سلام دوستان !اشالا همتون خوب باشین؟خاله وچه خارنه؟ وچون مچون خارنه؟ اشالا همه خار بوشن!

خوب این هفته اگه گتین چی شد؟!؟!؟!!؟نمیدونین چرا مگه اخبار نمی بینین؟یه مدرسه ی تیزهوشان نامی در آمل برای صرفه جویی در مصرف انرژی یه وسیله جدید مثل دوره های قبل اختراع کرد مثل همون سازمان بورس و این برنامه ها.... حالا می پرسین این وسیله چیه ؟سازنده این وسیله گفته بدون اینکه اسمشو ببرم سازندشو بگم منم اسمشو نمی گم اسمش هست XXنوظرایXX ایشان که یکی از هیوت علمی دانشگاه آکسفورد هستند از خاطراتشون در این دانشگاه هم برای ما میگن و ما کلی فیض می بریم!حالا برم سر اون وسیله این وسیله که آب سرد کن شوفاژی نام دارد.می پرسین این دیگه چیه الان براتون می گم!ببینین چون مدرسه های کناری ما همه فقیرن و ما هم خیلی پول داریم و از مکانیزم های تولید انرژی توسط بادهای مجازی حاصل از لوبیا استفاده می کنیم بهتر دیدیم که انرژی گرمایی شوفاژ رو ببخشیم و به جاش از شوفاژ به جای آب سرد کن استفاده کنیم یعنی هروقت قرار شد درجه ی هوا رو سرد کنیم دو تا کار می تونیم بکنیم:
1.تعداد دانش آموزا رو کم کنیم
2. شوفاژ رو باز کنیم
برای گرم کردن هم چند تا راه داریم
مثلا می تونیم توی هوای برفی پنجره رو باز کنیم باور کنین مدرسه ما شنبه همین حالت ها رو داشت!
حالا بریم سر روز های بعد 
اصولا در مدرسه ما هر وقت گفتن فردا باید مدرسه بیاین یعنی نباید بیاین!من نمی دونم دوستان عزیز من چطور هنوز این قضیه رو نفهمیدن و سه شنبه که ما فرداش امتحان داریم اومدن مدرسه بعدش زنگ دوم فرستادنشون خونه!
(لازم هست ذکر کنم قانون فوق برای اولین بار توسط رودولف نوظی یکی از جامعه شناسان مدرسه که با کارل مارکس همکاری داشت بنیان گذاری کرده پس بگبن قانون ایپسیلونیم نوظی!)
حالا همه اینها یک طرف تا 5 دقیقه به دو مدرسه موندن یک طرف یعنی ما همه روز 10 دقیقه به دو تعطیل می شیم ولی 4 شنبه چون قراره زود تططیل بشیم 5 دقیقه به دو تعطیل خواهیم شده بوده است گشت کردید سنگک .......(خودتون کاامل کنین!)
حالا از هرچه بگذریم از رتبه افشانی دانش آموزان مدرسه ی استعداد های درخشان آمل در آزمون استانی نمی تونیم بگذریم که در کل 6 پایه فقط یه نفر تونست تو استان رتبه زیر 3 (زیر تک )بیاره!دلیلش رو هم که میدونین چون می درس زیاد جلو بودیم اینطوری شد دیگه!برووووووووووووووو حال کن!


+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 5:15 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
کل دنیا دارن از وایرلس یا ای دی اس ال استفاده می کنند که برن اینترنت اونوقت ما اینجا هنوز دیال آپ داریم(wireless adsl dial up) می دونین اساس کار  اینترنت دیال اپ چیه ببینین یه نفر تو هر کافی نتی هست که یه بیل دستشه پهلوی یه مخزن ایستاده زغال رو از توی مخزن می ریزه توی اینترنت یهنی اساسا اینترنتای دیال اپ زغالین.در صورتی که وایر لس با انرژی هسته ای کار می کنن.!
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 3:40 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
سلام به دوستان

باریکلاااااااااااااااااااااااااااااااااا!

سلام عزیزان بالاخره بعد از کش و قوس های طولانی اردوی ۴ روزه ی ما به اردبیل به انجام رسید.بزارین از همون ابتدا براتون تعریف کنم که چی شد:
اخرای سال تحصیلی بود که دوما مر سر هدانه که بریم اردوی خارج استان(یعنی اعلام کردن ....)در نتیجه اقای نصیریان(معاون پرورشی)طبق معمول پشت کامپیوترش نشست و فرم هایی رو آماده کرد.تعدادی از بچه ها از کل مدرسه اسم نوشتن.از اول دبیرستان ۲۲(حدودا)نفر ثبت نام کردند.تا اینکه مدرسه تمام شد اومدیم کارنامه ی بگیریم که گفتن کسایی که می خوان بیان مسافرت ۵۰۰۰۰ تومان (قبلا هم گفته بودن)پول مسافرت رو بیارن.حدودا ۲ ماه بعد که ثبت نام تمام شد فقط ۳ نفر از اول دبیرستان ۱۵ (حدودا)از دوم و ۵ (حدودا)از راهنمایی اومدن و پول دادن!

خب حالا بقیش....

حدودا وسطای مرداد بود که مارو برای معلوم کردن جای مسافرت به مدرسه احظار کردن ساعت ۹ صبح رفتیم مدرسه.تا ساعت ۱۱ اونجابودیم آخر هم به تفاهم نرسیدیم!

بالاخره بعد از ۲ هفته آقای نصیریان به همه خبر داد که روز دوشنبه حرکت به سمت اردبیل!وسایل مورد نیاز رو نوشتو به ما داد (۲ عدد ملحفه.....)ما هم که توی وسایل ندیدیم نوشته باشه بالشت نتیجتا بالش نبردیم تا اینکه رسیدیم اونجا به اقای نصیریان گفتیم بالشت کو؟گفت من برای خودم آوردم شما نیاوردید؟!؟!؟!؟!!؟

توی اردبیل رفتیم بازار سنتی:
از یه نفرپرسیدیم بازار کجاست گفت:این ور بازار اونور بازار اونور بازار .... اونورم راسته بازار

از یکی دیگه پرسیدیم فروشگاه های لوکس اردبیل کجاست گفت اقا اردبیل تازه از میدان فلان شروع میشه که ما اصلا نرفته بودیم!

خب اون شب تن ماهی خوردیم و بشقابمون رو هم شستیم که برای بعضی ها تازگی داشت!

یک ناهار کباب یه شام کباب یه شام و ناهار خورش خوردیم تا اینکه رسیدیم رشت شام بهترین غذای عمرمو خورم :سوسیس المانی با همبرگر معمولی!

فرداش به سمت آمل حرکت کردیم.

این وسط یک سری حواشی وجود داره که الزاما به اصرار دوستان باید به عرض برسونم یک سری از اینا در قالب عکسه یک سری در قالبه متن:
۱.ما آخر نفمیدیم چای چه ربطی به کالباس داره که ما هر وقت اردو می ریم صبحانه باید اینو بخوریم!

۲.من نمیدونم به کسی که اهل انزلی باشه چی میگه دوستان میگن میشه:انزلیایی یه عده هم میگن میشه انزلیوی!

۳.همبرگرد شام خوبیه!

۴.سوغات بندر جوراب ضد گلوله!

۵.روی ویترین شیشه ای نوشته لطفا به وسایل دست نزنید!

۶.یه نفر این وسط داشت لباساشو پارک می کرد.

۷.یکی دیگه داشت رانی رو با نی می خورد.

۸.از  این به بعد به جای واژه ی بیگانه ی دانلود بگین دایلویدگ.

۹.شبا که ما می خوابیم اقا سقفی بیداره ما خواب  خوش میبینیم اون دنبال ناهاره.اقا سقفی زرنگه با صد تا دیگ می جنگه ما اونو دوست می داریم روی سرمون می ذاریم بعدش له می شیم!

این عکس مسولین ارد هست+حاجی فولاد...

به ترتیب از راست به چپ:

آقا فرید(آشپز).آقای نوروزی(خدمه ی هواپیما).آقای سقفی(مسول امور مالی!).بالا حاجی فولاد پایین بابلی(فرهمند راد).آقای فلاح(....).آقای بابایی(ناظم).آقای نصیریان(مسول امور پرورشی هی!).زیاری(!

برین ادامه ی مطلب ۳ تا عکس باحال هست.

مرسی که خوندین.

میگن این آخرین اردوییه که با این مسولین میریم چون مدیرمون قراره عوض بشه در نتیجه این آقایون هم عوش می شن.

جاداره از اقای سقفی نصیریان بابایی فلاح نوروزی فرید(!)تشکر کنیم.بدرود!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 12:47 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
درود به دوستای خوب بیننده از اون کنکوری که رتبه ی یک رو گرفته تا اونی که نفر پایانی شده.(همشون دارن وبلاگ ما رو می بینن.)

امروز می خوام کنکوری ها رو پس از گرفتن نتیجه به چند دسته بخش کنم:
۱.دسته نخست شروع می کنیم با یک مکالمه ی فرضی با یکی از اونا:

آ:سلام  ب :سلام آ:جواب کنکورت اومد؟ آ:با حالت افسردگی آره آ:چند شدی ؟ ب:۱۵۲ ا:چی؟!؟!؟!؟!؟

ب:خب می خواستم زیر ۱۵۱ بشم!

۲.دسته دوم این دسته اصولا رتبه ی زیر ۱۰۰ دارن ولی چون می بینن بقیه می گن خراب کردیم اینا هم می گن!

۳.دسته ۳ رتبه های ۱۰۰۰ به بالا هستند که خودشون چند دسته اند:
۳.۱ این دسته می گن ما جابجا زدیم!

۳.۲این دسته می گن ما اضطراب داشتیم

۳.۳این دسته اگه ازشون بپرسی چند شدی می گن مجاز شدم!خب تقریبا ۷۰ درصد مجاز می شن بابا!

۳.۴این دسته می گن ما حتی رتبه مونو به بابا مامانامونن نگفتیم!آخه اگه نگین که شما ره بنه ایایننه(محلی بود یعنی پدرتونو در می آرن)

 


+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:25 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: جوک|
يك ميله نارسانا با بار منفي را به كره رسانا(روي پايه عايق) تماس ميدهيم بار هر كدام چيست؟

«درست گفتيد جواب «بارمنفي» است»

اما اگه مي خواهيد به جواب آقاي xyz گوش بديد

برين ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 7:40 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|
میدونم بی مزست ولی بخونین نظر بدین
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 1:57 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|
به طرف ميگن در وصف خيار شعر بساز, ميگه : صد دانه ياقوت, دسته به دسته...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 9:46 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|
اواز خوش كلاغ تقديم تو باد
بوي پشكل الاغ تقديم تو باد
گويند لحظه ايست ريدن گاو
ان لحظه هزاران بار تقديم تو باد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 9:45 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|
اگر روزي به يادت گريه كردم بدان ان روز پيازي رنده كردم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 9:41 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|

به ملانصرالدين ميگن جوان ها شراب ميخورن قمار ميکنن ترياک ميکشن ... حکم چيه ؟ ميگه : گيشنيز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 7:49 بعد از ظهر
توسط موضوع: جوک|

blogema

دون کرلیونه(مدیر)

blogema

http://blogema.blogfa.com

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

<<زنده باد کوروش شهریار آزادی ها>>
صبر کنین آهنگ وبلاگ بالا بیاد خیلی قشنگه خیلی!

به وبلاگ ما خوش آمدید!این وبلاگ عاری از هرگونه مطالب غیر اخلاقی بوده و وابسته و یا متمایل به هیچ یک از تشکیلات دولتی و یا گروه های سیاسی نمی باشد.در این وبلاگ سعی می شود به موضوعات روز دنیا همچنین مشکلات مدرسه ما (سمپاد آمل) پرداخته شود تا مدرسه ای بهتر داشته باشیم.به آرشیو مطالب حتما سر بزنید!
خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه کنید!
با تشکر ار بازدید شما بیننده عزیز
مدیر وبلاگ آرش توکلی

وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
من در طول مدت عمر خود هر آرزويی كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاری كه زدم پيروز شدم دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامی بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما می سپارم .
من به خاطر ندارم در هيچ جهادی برای عزت ، سربلندی و كسب افتخار برای ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسی خوشبخت ميدانم زيرا : فرزندانی كه خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و پرشكوه می باشد و آيندگان مرا مردی خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكی ، محو و فناپذير نمی گردد . مرگ چيزی است شبيه به خواب .
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از كژی و ناروايی بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت كه از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.

بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش
اينك من به ياری خداوند تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروزی
كه زنده ام و خداوند توفيق سلطنت به من بدهد دين و آداب و رسوم ملتهايی را
كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و
زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر
ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و خداوند توفيق
سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را
پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه
پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسی
به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را
به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد
و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است داشته
باشد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی
را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد
به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد .
و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا
طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری خداوند سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت
كه مردان و زنان را بهعنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من
مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان
به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از خداوند خواهانم كه مرا در راه
اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك چهارگارنه
برعهده گرفته ام موفق گرداند
وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل

نوادگان کوروش

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog