تبليغاتX
نوادگان کوروش
این سروده رو خودم تو همین چند روز سرودم تا ستایش کوچیکی باشه واسه استاد سخن ، فردوسی بزرگ :

به نام ایزدی کز جو ببارید          سرافرازی برای خور ایران

که تو از توس با خشم فریدون          ستانیدی کلاه و تخت و باران

تو با ساز سَره شوری نمودی          که جام می برای جان جانان

تو چون خورشیدِ نامش زر فشردی          که در میدان جنگش ، پور دستان

تو ایران را سراسر یکه کردی          تو گویی جنگ کردی بهر سامان

چه آغاز خوشی بر کار ما بود          به روزی نه خرد بود و نه خفتان

پلیدی ها دل و جان را گهر بود          سر گردن فرازان گشته خیزان

ز نام و از نشان نیکی نهان شد          دگرگون گشته شهر فر ، سپاهان

چو بودش بر زبان میزان و عقرب          بگرداندی زبان را مهر و آبان

دُژَم کردی ستوه و دَد همه خشم          بباریدی ز کاخت مهر یزدان

چو خوانم نسک پاک آریاییـت          نبایـد تا سخن گویم فراوان

نشاید تا که رخشا بهر الگو          تو را گیرد ، مگر جانش به پیمان

کِشَک 2 : کلاه نشونه ی جنگاوری ، تخت نشونه ی پادشاهی و بارون هم نشونه ی خرمی و سرسبزیه .

کِشَک 6 : روزی که نه از خرد خود بهره می بردیم و نه جنگی در کار بود ( دست روی دست گذاشته بودیم ) ، تو برای آزادی میهن آغاز به سرودن شاهنامه کردی .

کِشَک 7 : ... سر گردن فرازان گشته (بود) خیزان

کِشَک 8 : ایرانی بودن از نام و از نشان ما بیرون رفت (نام های ما دگرگون شد) . برای نمونه نام سپاهان دگرش یافت ( و اصفهان نامیده شد).

کِشَک 9 : از اون جا که نام ها دگرگون شد و ماه هفتم رو "میزان" و ماه هشتم رو "عقرب" نامیده بودن ، تو کاری کردی که سال ها پس از تو "مهر" و "آبان" زنده بشن .

کِشَک 10 : کاخ همون شاهنامه است ؛ خودش گفته که : پی افکندم از نظم کاخی بلند ...

کِشَک 12 : شایسته نیست که کسی مانند من (رخشا) تو رو الگو بگیره و خودش رو دنباله رو و پیرو تو بخونه ؛ مگه این که به جونش پیمان ببنده که همه ی تلاشش رو واسه زنده کردن ارزش هات انجام بده .


+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 6:37 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: شعر|
این یه سروده ی تازه از منه به زبون پارسی. چگونه است؟

 

به مهر تو در این خاکت بخیزم              سرایی از سر شادی بسیزم

به خون خواهی به کین خواهی برویَم             گلی با خار به دامانت نریزم


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 4:23 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: شعر|

این سروده رو خودم سرودم . گرچه به زبون فارسیه ( پارسی نیست ) ؛ من رو ببخشید .

راستی نوشتن دیدگاه یادتون نره .

 

وطن یعنی سده ، یعنی نوروز          وطن یعنی به پای کشورت سوز

وطن یعنی اشوزرتشت و کورش          وطن سوگند پاکی سیاوُش

وطن یعنی به آرش مرز دادن          وطن یعنی به پایش جان فتادن

وطن یعنی که در بندت کراسوس          برآری آه دشمن را ز افسوس

وطن یعنی درآری خون ضحاک          ز شمشیرت ، اهریمن تنش چاک

وطن یعنی سه رنگش جامه ی تن          وطن ، آسودگی در خاک میهن

وطن یعنی شکوه خرگه ی پارس          وطن یعنی خلیج تا ابد فارس

وطن یعنی به پاکی اش بنازی          سر و جان را دهی ، کشور نبازی

وطن یعنی سرای غیرت و نام          برایت هم پدر باشد ، هم مام

وطن یعنی بر و بومی ز دنیا          به ارزانی به پایش جان نیکا

وطن کوه است و دشت است و بیابان          به مهر ایزدی است آغشته ، ایران

 


+ نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 7:35 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: شعر|
ترجيح مي‌دهم که شعر شيپور باشد نه لالايي.
               احمد شاملو

 

وقتی به شعرهایش گوش می کنیم براستی نور اشعار نو فارسی بر قلبمان می تابد.وقتی ترجمه هایش را می خوانیم گویی متن اصلی را می خوانیم.ذوق و زیبایی هنری در کارهایش مشهود است و انگار که انسان می تواند آن را با دست لمس کند.چه خوب است که می توانیم بر وجود چنین  مردانی ببالیم.ای کاش او زنده بود.ولی نه لااقل از او از شکنجه ی تن آزاد شد و به دیار باقی شتافت.بله بهتر است این گونه بگوییم تا روحش آرامش پذیرد.

سالگرد درگذشت احمد شاملو شاعر بزرگ ایران زمین سرزمین کوروش ها و داریوش ها و حافظ ها و سعدی ها و .... گرامی باد.(۲ مرداد ۱۳۷۹)


+ نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 5:40 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: شعر|
خب فیلم این هفته که می خوام براتون بگم اسمش کازابلانکاست حتما ببینیدچون واقعا زیباست!

ممکن است داستان فیلم در متن زیر لو برود (پس بهتر است بعد از دیدن فیلم آن را بخوانید!)

برندهٔ اسکار بهترین فیلم
برندهٔ اسکار کارگردانی برای مایکل کورتیز
نامزد اسکار نقش اول مرد برای همفری بوگارت
نامزد اسکار نقش مکمل مرد برای کلود رینز
نامزد اسکار فیلم‌برداری برای آرتور ادسون
نامزد اسکار تدوین اوون مارکس
نامزد اسکار موسیقی متن مکس استینر'

ز چپ به راست - همفری بوگارت - کلود دینز - اینگرید برگمن - پاول هنرید

(منبع:ایران کلاسیک Iranclassic.com )

آلبوم شماره یک کلیپ ها در ادامه ی مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:48 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: شعر|

همه عالم تن است و ایران دل    نیست گوینده زین قیاس خجل

چون که ایران دل زمین باشد      دل ز تن به بود یقین باشد

 


+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:24 قبل از ظهر
توسط موضوع: شعر|
میکل آنجلو بونارتی یا همون میکل آنژ ، پیکر تراش ، چهره گر ایتالیایی ، که از هنرمندای بنام فرنگیا ست این سروده رو سروده که بایستی تو ادامه ی مطلب بخونینش .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 6:48 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: شعر|
می تونین به لینک زیر برین و اشعار فوق العاده زیبای این مرد بزرگ را بخوانید:

اشعار

 


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:37 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: شعر|

blogema

دون کرلیونه(مدیر)

blogema

http://blogema.blogfa.com

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

<<زنده باد کوروش شهریار آزادی ها>>
صبر کنین آهنگ وبلاگ بالا بیاد خیلی قشنگه خیلی!

به وبلاگ ما خوش آمدید!این وبلاگ عاری از هرگونه مطالب غیر اخلاقی بوده و وابسته و یا متمایل به هیچ یک از تشکیلات دولتی و یا گروه های سیاسی نمی باشد.در این وبلاگ سعی می شود به موضوعات روز دنیا همچنین مشکلات مدرسه ما (سمپاد آمل) پرداخته شود تا مدرسه ای بهتر داشته باشیم.به آرشیو مطالب حتما سر بزنید!
خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه کنید!
با تشکر ار بازدید شما بیننده عزیز
مدیر وبلاگ آرش توکلی

وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
من در طول مدت عمر خود هر آرزويی كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاری كه زدم پيروز شدم دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامی بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما می سپارم .
من به خاطر ندارم در هيچ جهادی برای عزت ، سربلندی و كسب افتخار برای ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسی خوشبخت ميدانم زيرا : فرزندانی كه خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و پرشكوه می باشد و آيندگان مرا مردی خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكی ، محو و فناپذير نمی گردد . مرگ چيزی است شبيه به خواب .
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از كژی و ناروايی بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت كه از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.

بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش
اينك من به ياری خداوند تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروزی
كه زنده ام و خداوند توفيق سلطنت به من بدهد دين و آداب و رسوم ملتهايی را
كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و
زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر
ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و خداوند توفيق
سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را
پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه
پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسی
به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را
به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد
و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است داشته
باشد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی
را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد
به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد .
و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا
طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری خداوند سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت
كه مردان و زنان را بهعنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من
مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان
به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از خداوند خواهانم كه مرا در راه
اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك چهارگارنه
برعهده گرفته ام موفق گرداند
وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل

نوادگان کوروش

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog