وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل
می شناسم کسایی رو که تو رای دادن به خونواده شون زور می گن تا به اونی رای بدن که اونا می خوان. یه زنی که خودش می دونه چی درسته چی نادرسته، چرا باید از ترس شوهرش با اون همراه بشه ؟ و تازه این که چیزی نیست ، دخترش هم باید همین کار رو بکنه ! باور کنین مرده خودش خودکار رو می گیره و می نویسه ! پس کی نگهبان این چیزاست؟
این آزادیه !
نوشته شده توسط عبدالرضا ملكيان(دانشجو دامپزشكي شهيد چمران اهواز)http://www.soophiha.blogfa.com/ بیماری کانی بالیسم یا همدیگر خوری را می توان یک بیماری روانی نامید. در این بیماری که بیشتر در پرندگان شایع است ؛ پرنده اقدام به نوک زدن به پرنده ی دیگر نموده و این کار تا کندن پر وی و خوردن آن و یا حتی زخمی کردن و خوردن خون و زخم او ادامه دارد.علل زیادی می توانند باعث این بیماری گردند که از جمله ی آن می توان به نور زیاد محیط و یا نگهداری تعداد زیادی پرنده در واحد (وجود تراکم زیاد) و یا حتی کمبود مواد غذایی (ویتامین ها و مواد معدنی)اشاره نمود برای جلوگیری از این بیماری بایستی پرنده ای را که به هر علتی زخمی شده بلافاصله از دیگر پرندگان جدا کرد که نتوانند به او نوک بزنند زیرا رنگ زخم وی دیگر پرندگان را کنجکاو کرده و به زخم او نوک می زنند.همچنین رعایت میزان دسترسی پرنده به مواد غذایی لازم ائم از مواد معدنی و ویتامین و پروتئین و نیز نور متعادل محیط در جلوگیری از وقوع این بیماری موثر است. در صورتی که این بیماری در پرنده های زیادی مشاهده شد بایستی نور محیط را به رنگ قرمز در آورد تا اینکه نتوانند زخم های همدیگر را ببینند. اگر کمی در مسائل سیاسی و اداره امور کشور ها مخصوصا کشورهای در حال توسعه دقت کنیم متوجه وجه تشابه این دو مقوله می شویم.در این دولت ها به دلیل شرایط نامساعد محیطی وجود استرس و کمبود مواد اولیه برای قدرت به یکدیگر هجوم میاورند و در برخی وارد سبب ترور یکدیگر و ایجاد وحشت در بطن اجتماع می شود!عوامل فوق مسلما باعث کاهش کارایی جامعه خواهد شد... برای درمان طیور مبتلا البته در دامپزشکی علاوه بر تامین شرایط محیطی یک کار دیگر نیز پیشنهاد می شود و آنهم چیدن نوک های پرندگان می باشد!!! سلام دوستان گل من!
می گن تو دنیا به اندازه ی هر دوازده نر یه اسلحه ی گرم وجود داره (فکر کنم 150 میلیون تا فکر کنم!) حالا موضوع سر اینه اون 11 نفر دیگه رو چه جوری باید مسلح کنیم؟!؟!؟!؟!؟! ![]() برخی از مردم می گن که چرا بایستی نام این شاخاب ، « شاخاب پار س» باشه . می گن « تازی» (عربی) مگه چشه ؟ یا این همه نژاد که توی ایران زندگی می کنن ، چرا نبایستی نام اونا رو روی این شاخاب بذاریم ؟ ... . باید در پاسخ اونایی که می گن مگه « تازی» چشه بگم که این شاخاب واسه ی ما ایرونیاست ، نه مردم دیگه ای ؛ چه تازی باشه چه فرنگی یا هر چیز دیگه . این رو اگه از من نپذیرین ، تو همه ی روزگارها اومده . همیشه واسه ما بوده ، ما آبادش کردیم ، پس بهره اش هم واسه خودمونه . دسته ی دوم ( که برخی از اونا هم می گن این همه تازی تو کشور ما هستن ، مگه چی می شه نام شاخاب چیز دیگه ای باشه ) پاسخم بهشون اینه که تو بیش تر کشورها ، تو بیش تر زبونا ، به ایرانی می گن پرژن ، پرشیا یا چیزایی نزدیک به همین که همه اش می شه : پارسی . از گذشته های دور کشور ما رو برای پادشاهی های بزرگ هخامنشی یا ساسانی ، پارس (پرس) می نامیدن . پس هنگامی که می گیم پارسی یا فارسی می خوایم بگیم ایرانی ، نه این که تنها مردم خوب استان فارس رو بخوایم نام ببریم . پس نمی تونیم نام نژادهای دیگه رو روی این شاخاب بذاریم ؛ چون زمانی که نام اونا رو می گیم ، نشونه مون ایران نیست ، هر چند اونا ایرونین . پس هم میهن فریاد « شاخاب پارس» سر بده تا همه ی جهان بشنوه . عصر ایران : محمد عطریانفر از چهره های برجسته جریان اصلاح طلب با انتقاد از مطبوعات دوم خردادی بر تغییر نگرش در این رسانه ها تاکید کرد ... خاطر نشان کرد : این را من هم می پذیرم و خود من هم نقدهای بسیاری به رسانه های اصلاح طلب وارد می دانم اما مشکل این است که دولت هم جریان اصلاح طلب را خودی نمی داند و هرگز ما را قبول ندارد در حالی که ما گفته ایم آماده ی اعتماد سازی هستیم ... .
دلم می خواهد از نامت بگویم
که نامت در جهان زیبا ترین است دلم می خواهد از عشقت ببالم که زیباتر ز پردیس برین است کجا دارد چو فردوسی حکیمی چو تنگستان بنای با شکوهی کجا دارد چو سربازان پاکت دلاور پیشه ای استاده کوهی تکاپویی ست اندر استخوانم که می سوزد ولی سازش ندارد وطن دور از تو حتی باغ فردوس برایم رنگ آرامش ندارد در این ویران جان بی سر انجام وطن نام بلندت پاس بادا از اکنون تا به صبح رستخیزان وطن نام خلیجت فارس بادا من به عنوان یک ایرانی خوندن کتاب "تاریخ بیهقی"و"دو قرن سکوت" رو به شما پیشنهاد می کنم.
شنیدم چندی پیش یکی از سران کشورمون گفته که اگه تازیا ، شاخاب پارس رو «خلیج العربی» می نامن ، پس ما نامش رو می ذاریم «شاخاب دوستی» !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! شما چی می گین دوستان ؟ ما چرا بایستی برابر تازیا سر خم کنیم ؟ نام هزاران ساله ی شاخاب پارس رو واسه ی این که تازیا از ما دلخور نشن ، واسه ی این که یگانگی اسلامی (!) پا برجا بمونه بذاریم «شاخاب دوستی». اون تازی زده ی بدبخت مگه نمی دونه تازیا ما رو می کشن تا برن بهشت (بهتر می دونه) . تا دو سال پیش همه شون نام ما رو گذاشته بودن «کافر»!!! هر اندازه به ایران ما ، به ما ، به فرهنگمون ، به نژادمون ، به شکوه گذشته مون بد گفتن یا بد چسبوندن ، بسه ، دیگه بسه . می خوان آرامگاه کوروش رو بکشن زیر آب ، آرامگاه شاهان ساسانی رو ویران کنن ، آبرومون رو پیش همه ببرن (ننگی بدتر از این که بیش تر مردم باختر ، کشور ما رو تازی بدونن) ، یکی نیست بگه ما چرا باید تو نشست کشورای تازی بریم . آهای ... تو چرا رفتی تو اون گورستون ؟ همین کارا رو انجام می دین که فرنگیا چنین گمونه زنی هایی درباره ی ما می کنن . به در خواست یکی از دوستان متن دفاعیات خسرو گلسرخی رو در بیدادگاه شاه گذاشتم دانلود کنین.
خنده از این باحال تر ؟تیپ از این بهتر؟
|