وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل
این سخنان میهن گرای دیروز و میهن پرست امروزه. خودم رو می گم. دریافتم که میهن گرایی چه زشتی هایی داره و تا چه اندازه با میهن پرستی ناسازگاره. و می دونم که تا چه اندازه نوجوون های ما دارن به سوی میهن گرایی کشیده می شن. خواستم اینا رو بنویسم تا هم بگم که دیگه میهن گرا نیستم و هم بگم که میهن گرایی چیه و میهن پرستی چی؟
میهن پرستی یه چیز زیباست و چیزیه که با مهر و دوستی همراهه و همه میهنی رو که توش بزرگ شدن و از آب و خاکش خوردن و توش زندگی کردن، دوست دارن. چیزیه که واسه هر کشوری نیازه و مردم باید کشورشون رو دوست داشته باشن و ... ولی میهن گرایی چیه؟ میهن گرایی می گه تنها کشور من و نه هیچ کشور دیگه... میهن گرایی همراه با نژادپرستیه... پر از کینه است. توگذشته ها زندگی می کنه و چشماش کوره. نمی تونه خِرَد گرا باشه. چشم و گوشش بسته است و نمی تونه با جهان و پدیده ها و سرگذشت ها به درستی رو به رو بشه. میهن گرایی همواره یکی از ابزارهای توانمند واسه شاهان و سردمداران خودکامه بوده که با اون مردم رو واسه جنگ و خونریزی و کشورگشایی و هزاران کار زشت دیگه می بردن. میهن گرایی پر از خشم و کینه است و بیشتر بدبختی های سده ی بیستم واسه همین بوده. دامنه اش به دوتا جنگ جهانی هم رسیده و اونجا بود که یه بار دیگه نشون داد تا چه اندازه می تونه پلید و دهشتبار باشه. امیدوارم با خردورزی زندگی کنین و بدونین چه گام هایی برمی دارین. راستی این نوشته می تونه دیدگاه بسیاری از شما رو بپذیره. چشم به راه گفته های همراه و یا ناهمراهتونم. کارل گوستاو یونگ ، بزرگمرد سوئیسی ، درباره ی فرهنگ ایرانی گفته که اگر این فرهنگ گرانسنگ نمی بود و به باخترزمین نمی رفت ، هرگز فرهنگ پیشتاز نو در آن سامان آغاز نمی گرفت و اروپاییان به آن چه بدان رسیده اند ، نمی توانستند رسید.
درود بر دوستان خب من! خوبید چه خبر جه می کنید؟
شير و آدميزاد
يکی بود يکی نبود ، غير از خدا هيچکس نبود. ...............................
درود بر دوستان گل من امروز از سایت گردا دیدن کردم که پیشنهاد می کنم شما هم دیدن کنید واقعا دست برنامه نویسای سپاه درد نکنه
در یک عملیات سازمان یافته سپاه شروع به هک و بستن سایت های مستهجن کرده و افراد گرداننده ی اونها رو که با شبکه های بزرگ ضد جوانان ایرانی کار می کردن دستگیر کرده به همراه عکس و مشخصاتشون در سایتش گذاشته ببینید حتما! الیس الله بکاف عبده؟ایا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟ ایا می دانی چرا خداون شیطان را از درگاه خود راند؟ چون فرمان خدا را برای سحده بر انسان اطاعت نکرد. اما بی وفایی برخی ادمیان را بنگر که از خدا رو م یگردانند و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می اویزند. رسول خدا (ص) می فرماید:خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند: من به خاطر تو شیطان را طرد نمودم اما تو او را دوست گزفتی و به اطاعت او در آمدی؟ ![]() لینک های زیر عکس اون کثافت هاست http://gerdab.ir/fa/pages/?cid=157 http://www.gerdab.ir/fa/pages/?cid=227 منبع سایت: gerdab.ir + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 7:50 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی| سلام آقا محمد با ارادت و عرض احترام از روی عادت
به رسم خوب ایام رفاقت نوشتم نامه تا گیرم سراغت نوشتم نامه ای با عشق و امید اگر خطم بده لطفاً ببخشید گمانم برده ای مارا ز یادت؟ منم ... «کبلا مرادو» از ولایت چه ایام خوشی با هم سپردیم چه بحث و گفتمانهایی که کردیم ... حدوداً دوم خرداد بودا ... دل مردم ز غم آزاد بودا ... مث برق و مث توفان گذشتها ... به یادت هست که؟ هفتاد و هشتها ...!.......... ............ ............ بقیه در ادامه ی مطلب صفای وجود هرچی ایرانی و انسان وفادار که به رفقاش خیانت نمی کنه! فردا چهارشنبه سوریه. چند سالیه که هر چی ناسزاست به این جشن بزرگ گفته می شه. من از همه ی ایرانیای گل خواهش می کنم این جشن رو درست برگزار کنن. این یه جشن باستانی برای تندرستی و یه جشن دینیه. نذارین همین رو هم ازمون بگیرن. جدا از نوروز و جشن سوری جشن دیگه ای از جشنای فراوون باستانی مون نمونده. خواهش می کنم هم یاری کنین.
در گذشته به این جشن می گفتن «جشن سوری» (سوری= سرخ رنگ(به رنگ آتیش)) و در روزهای پایانی سال برگزار می شد. نه تو شب چهارشنبه. زیرا تو ایران باستان ما هفته نداشتیم. پس از اسلام این جشن به شب چهارشنبه ی پایانی کشیده شد. ما ایرانیا تو این جشن آتیش روشن می کردیم تا همه ی زشتی ها و بیماری ها رو بسوزونه و سال نو رو با خوشی آغاز کنیم. همه ی خونواده کنار آتیش می شستن و آش می خوردن و از خدا نیکی و تندرستی درخواست می کردن. امیدوارم جشن امسال درست برگزار بشه. سلام همه ی دوستان گل من جشن همتون شادباد!
سپندار مذگان، روز دلدادگان ايرانی
كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه سده پس از ميلاد، كه از بيست سده پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟ + نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 1:14 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی| هم میهن من به اینجا برو تا نوروز رو جهانی کنیم:
http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html به یاری همه ی ایرانیان نیازمندیم. این بار نام های ایرونی زیبایی رو آوردم که با نویسه ی « ا » آغاز می شن . دنباله ی نوشته ام رو بخونین . بدانید هر آنکه مهر میهن در دل ندارد کافر است!می دانید چرا چون این میهن را خدای بزرگ آفریده است و هرگز راضی نیست که نسبت به میهن بی مهری کنیم!
منشور کوروش بزرگ با ترجمه به زبان های
انگليسی , فرانسوی , آلمانی , اسپانيایی , ايتاليایی , روسی : منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان. + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 4:55 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی| با درخواست یکی از دوستام یه بار دیگه درباره ی نام های ایرونی می نویسم : این بار می خوام بپرسم که چرا نام هایی مانند رستم ، اسفندیار ، رکسانا ، ایرج ، تورج ، فرامرز یا . . . پیش مردم ما نام های کهنه ای شده . می گن این نام ها واسه ی بچه های امروزی نیست . کهنه شده . . . . شاید هم راست می گن . کی این نام ها رو کهنه کرده ؟ ما ، خودمون این کار رو کردیم . اکنون زمان اون رسیده که این نام ها رو جوون کنیم . نذاریم فراموش بشن . رسانه ها بهترین ابزار برای این کارا هستن ( گرچه این ابزارها بیش تر دارن در کهنه کردن یا بد جا انداختن نام های ما کار می کنن .) . تو باختر زمین نام باستانی ای مانند الکساندر ( اسکندر خودمون ) روز به روز بیش تر می شه . ما نباید بذاریم نام های ما فراموش بشن . با فراموش شدن نام هامون ، فرهنگمون ، پیشینه مون ، ارزشمون ، . . . همه چیزامون ، می رن . چرا نباید نام های ما رو بیگانه ها بشناسن ؟ این پایین چند تا نام ایرونی رو کنار نام های هم ارز بیگانه شون آوردم ( نام های راست ، ایرونی ان . اونایی که چپ نوشتمشون تازی ان .) : دلارام به جای سکینه ستاره به جای نجمه یا کوکب خورشید به جای شمسیه ناهید به جای زهره زیبا به جای جمیله به درخواست یکی از دوستان نام هایی رو که با « س » آغاز می شن آوردم . دنباله ی نوشته ام رو بخونین . امروز با چند تا دیگه از نام های زیبای ایرونی اومدم . دنباله ی نوشته ام رو بخونین . خواهش می کنم واسه ی نام گذاری فرزندانتون از این نام ها بهره ببرین تا فراموش نشن . به زیر باد وباران می رویم ما به زیر باریاران می رویم مــا به زیر خنجر دشمن چــه آسان مثال سربداران می رویم مـا ولیکن زیر بار ذلــــت ونـنگ نخواهیم رفت در هر عرصه ی تنگ برای اینکه ما ایرانی هستیم همیشه سرکش و آمـاده ی جنگ منبع: پـــارســـه چرا بایستی نام های ما رو کوچیک بشمارن ؟ چرا باید تو همه ی رسانه ها ، مردم بد یا نادرستش ، نام های ایرونی داشته باشن ( بزه کارای نو رو تو همه جا با نام های «آرش» ، «اشکان» ، «پدرام» ، ... می شناسن.) ؟ چرا بایستی توی همون رسانه ها ، مردم درستش نام های بیگانه ای مانند نام های تازی داشته باشن ؟ من نمی خوام به چیزی ناسزایی گفته باشم ؛ با همه ی اینا ، نبایستی ما خودمون تو فرهنگمون جابندازیم که نام های تازی بهتر از نام های ماست . اگه پیرو اسلامیم ، دربایست نیست که نام هامون تازی باشه . همین که نام های زیبایی داشته باشیم ، بسه . اگه می خوایم نامی رو واسه گرامی داشت کسی رو کس دیگه بذاریم ، می تونیم برگردونش کنیم . نیکا ، نیکی ، نیکو = حسن ، حسین والا = علی ستاره = نجمه فرشته = ملکه ، ملک ... . توی ایران باستان ما ، هر چند گاه یه بار یه جشنی می گرفتن تا مردم شاد باشن ، دور هم باشن ، با هم باشن . این جشن ها نشون دهنده ی فرهنگ والا ، نشونگر جهان بینی ما ایرانیاس . پس از اومدن تازی ها ، کم کم جشن ها فراموش شدن . روی جشن ها نام زرتشتی بودن گذاشتن تا بندازنشون کنار ( گرچه آیین زرتشتی ، دین پاکیه ؛ با همه ی اینا ، تازیا مخ مردم ما رو شستشو می دادن که ... .) اکنون جدا از چهارشنبه سوری (که بهتر از من می دونین بازیچه ی دست یه مشت بچه شده تا بزنن همدیگه رو ناکار کنن) یا نوروز (که این هم اون گونه که بایستی باشه ، نیست) جشن دیگه ای نمونده . مهرگان ، سده ، تیرگان ، بازگیران ، ... از جشنای باستانی ما هستن . تازه ، هر روزی که نام روز با نام ماه یکی می شد رو هم جشن می گرفتن . پس چرا اکنون هیچ کدوم اینا نیست ؟ آیا چون پیرو اسلام شدیم ، جشنای ایران باستان بایستی دور ریخته شه ؟ واسه ی همیناس که جوونای ما به مهمونی های شبانه کشیده می شن . اگه این همه جشن برگزار بشه ، می دونین تا چه اندازه زندگی مردم ما شادتر می شه ؟ نیازی به گفتن نداره که زبون یه کشور نشون دهنده ی فرهنگ اونه . کسایی هم که یه چیزی از زبونای بیگانه می دونن ، بهتر از من می دونن که توی بیش تر زبونای جهان ، واسه نشون دادن مرد از یه واژه ، واسه ی نشون دادن زن هم از یه واژه ی دیگه بهره می برن . تو انگلیسی : he – she تو فرانسه : il – elle تو تازی : هی – هو ( تو این زبون که بیش تر واژه ها زنونه یا مردونه ان .) ... . پس اگه یه خورده بیندیشین ، می بینین که تو زبون ما مرد رو با زن برابر می گیرن . هیچ واژه ی پارسی ( فارسی ) ای نیس که واسه ی مرد یا واسه ی زن باشه !!! برین با این فرهنگ والای ایرونی خوش باشین . « جشن بزرگ چهارشنبه سوری » رو به همه ی هم میهنام ، همه ی ایرونیا ، همه ی دوستدارای فرهنگ ایرونی شادباش می گم . ايرانيان براي هر پديده سودمندي جشن ( نيايش همگاني) برگزار ميكردهاند. از اين پديدهها ميتوان رويدادهاي طبيعي را نام برد. زمين در گذر خود به گرد خورشيد از مداري بيضي شكل ميگذرد. هرگاه خورشيد در هر يك از دو مركز اين بيضي باشد (زمين در دو سر قطر بزرگ جاي داش.......
حتما در ادامه ی مطلب دنباله ی متن رو بخونید چیز به درد بخوریه! از همه ی هم میهنام خواهش می کنم تو این روزای مونده به جشن چهارشنبه سوری ، هم چنین تو خود این روز بزرگ ، از بهره وری از چیزایی مانند سیگارت ، چیزای آتش زا خود داری کنن . جدا از جشن نوروز ، جشن چهارشنبه سوری ، همه ی جشنامون از یاد رفته . اینا رو دیگه ازمون نگیرین . خواهش می کنم . « دوست داشتن است که روان را زنده نگه می دارد.» اهورا مزدا 29 بهمن ، روز دوست داشتن ، روز دلدادگی ، روز سپندارمدگان ، بر همه ی ایرانیان فرخنده باد . ( باز هم می گم واسه ی آشنایی با این روز بزرگ ، به بایگانی نوشته هام ، به نوشته ای با نام «valentine یا سپندارمدگان»، سر بزنین.) پس از پرتره های خوار کننده ، دشمنانه ، خنده دار روزنامه های دانمارکی دیدیم که همه ی مردم ما واسه چیزایی که دوستشون داشتن جنگ فرهنگی ای رو با راهپیمایی ها ، کشیدن پرتره ، ... آغاز کردن . اونا نشون دادن که نباید به دلخواسته هاشون چیزای ناجوری گفته شه . همه ی اینا از اون جا بود که رسانه ها همه چی رو به مردم گفتن ، آگاهشون کردن . پس چرا هنگامی که به ایران ، چنین ناسزاهایی گفته می شه ، مردم ایران رو هر کی هر چی دلش می خواد بار می کنه ، کسی چیزی نمی گه ، چرا نمی ذارن مردم آگاه شن ، چرا بهشون نمی گن . می دونم که همتون می اندیشین چه چیز ناجوری بارمون کردن ؟ چون کسی بهتون نگفته ، چرا ؟ شاید ایران واسشون چیزی نیست !!! گفته ی من درباره ی اون پرتره ، ناسزاها ، ... تو یه روزنامه ی نیویورکیه که توش کشورمون رو به ... مانند کرده ، مردممون رو هم سوسکای دورش نامیده ... . از این بدتر چی باید باشه ؟ چرا کسی چیزی به مردم ما نگفت ؟ چرا نمی خوان دشمنای مردم ما رو بهشون بشناسونن ؟ شما چی می گی هم میهن ؟؟؟ سنگنبشته بیستون به عنوان یكی از قدیمیترین متنهای تاریخی شناخته شده ایرانی به فرمان داریوش بر كوه حكاكی شد.
داریوش سومین شاه هخامنشی در زمان اسقرار حكومت خود دستور به نقش این متن داد. این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است . زیرا مهمترین نوشته میخی زمان هخامنشی است . مجموعاً سطحی که این کتیبه در برگرفته به طول 5/20 ( بیست متر و پنجاه سانتیمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتیمتر ) است. موقعیت این خطوط نسبت به نقوش چنین است . در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بیست و سه سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتیمتر ) و 414 سطر قرار دارد . در دست راست کنار نقوش یک بخش کتیبه ایلامی به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد . کتیبه اکدی ( بابلی ) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد با طول یا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پایین 31/2 این کتیبه به شکل ذوزنقه می باشد و در 112 سطر است. مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است . دوستان خوب می تونن واسه خوندن دونستنی هایی درباره ی روز ولنتاین به بایگانی نوشته هام برن ، نوشته ای با نام « سپندارمدگان یا valentine» رو بخونن . هم چنین پیشکش هاتون رو نگه دارین تا تو روز سپندارمدگان که چند روز دیگه است به همسراتون بدین . این همه گفته می شه کالای ایرونی بخرین ، مردم ما می گن به درد نمی خوره . زود این جوری می شه ، اون جوری می شه . اگه هنگام خریدن یه چیز بهشون بگین این ایرونیه ، دیگه نمی خرنش . هیچ کدومشون هم نمی اندیشن که اگه برخی از کالاهای ایرونی خوب نباشه ، چرا اون جوریه ؟ پاسخش اینه : آیا تا روزی که یه چیز خریدار نداشته باشه ، می شه امیدوار بود بهتر شه ؟ به چه انگیزه ای ؟ تا روزی که همه ی کارخونه دارها ، کارگرها ، ... بدونن مردم ساخته هاشون رو نمی پذیرن ، دیگه کوشش نمی کنن چیز بهتری بسازن . نمی گم چیزای ایرونی ای رو که خوب نیستن بخرین ، همین پشتیبانی تون خوبه . همین که به همه بگین کالای خوب ایرونی رو می خرین ، کار خودش رو می کنه . پس تا یه چیز ایرونی دیدین نگین بده ، شاید خوب باشه ، که هست . هر چی که واسه بیرون از ایران باشه که خوب نیست . پس ، هم میهن بیا به کشورت یاری کن . نذار جوونای ایرونی بیکار بشن . نذار این همه واسه هر چیز کوچیک نیازمند بیگانه ها باشیم . درباره ی شماره های نوشتاری خودمون ( ...،1،2،3 ) خوبه بدونین که اینا شماره های تازی نیستن ؛ چون از هند اومدن . اگه می پرسین که چرا بهشون شماره های تازی می گن پاسختون اینه که یکی از دانشمندای ایرونی ( که یادم رفته کی بوده ) اینا رو به کار برده . از اون جا بوده که به کار بردن این شماره ها میون مردم روا شده ، اون نوشته هایی هم که این شماره ها توش اومده به زبون تازیا بوده . بنابراین همه چی به نام تازیا نوشته شد . پس بیاین پارسی گفتن رو آغاز کنیم ، آره کار سختیه ، چاره ی دیگه ای که نداریم ؟ تا کی ما بکاریم ، تازیا بهره وری کنن ؟ پس هم میهن واسه این کشور ، واسه زنده کردن فرهنگ فراموش شده اش ، تو هم کاری بکن . اکنون که ما تو روزای ماه محرم هستیم ، خب ، می دونیم که همه جا پر شده از سوگواری ها ، سینه زنی ها ، زنجیرزنی ها ، ... .چیزای خوبیه . روان همه مون رو از بسیاری از زشتی ها پاک می کنه. چیزی که امروز می خوام درباره ش بنویسم اینه که تو دهه ی نخست همه سوگواری می کنن به سر یا سینه می زنن ، ... از روز یازدهم دیگه کسی سیاه نمی پوشه ، از رسانه ها آهنگای شاد می شنویم ، همه دارن می خندن ، ... . خوبه که تو دهه ی نخست از پیش سوگواری رو آغاز کنیم گرچه تو اون سال تو چند روز نخست خانواده ی سالار شهیدان چندان سختی نمی کشیدن سختی ها تازه از روزای هفتم با هشتم آغاز شد ، از روز یازدهم ، یه سختی های اشک آور تازه ای آغاز شد ... . پس چگونه ست که ما تو ده روز نخست سیاه می پوشیم یا ... (که کار خوبیه) ، از روز یازدهم همه چی میاد سر جای نخستش؟ شما چی می گین؟ با درود بر تن و روان فردوسی پاکزاد، یه سروده از بزرگ ترین سراینده ی ایران " فردوسی " که تازیا رو خورد و خاکشیرمی کنه : زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار یه بار دیگه یه خواهشی دارم ، این بار نه از شما ، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی : خواهشم اینه که به نام یه نهاد که بزرگ ترین کارهای فرهنگی کشور زیردست اوناست ، کمی هم برای زنده کردن فرهنگ ایران تلاش کنن. اون همه جشن و... فراموش شدن (جدا از چهارشنبه سوری و نوروز). همه ی نام های ما شده تازی که می شه به ایرونی برگردوندشون.برای نمونه نام حسن که اگه برگردونیمش می شه نیکا(پسرونه) و نیکو و نیکی(دخترونه). مگه نمی شه هم مسلمون بود و هم با فرهنگ ایرانی زندگی کرد؟
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق . و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،............ در ادامه ی مطلب بخوانید |