تبليغاتX
نوادگان کوروش
کارل گوستاو یونگ ، بزرگمرد سوئیسی ، درباره ی فرهنگ ایرانی گفته که اگر این فرهنگ گرانسنگ نمی بود و به باخترزمین نمی رفت ، هرگز فرهنگ پیشتاز نو در آن سامان آغاز نمی گرفت و اروپاییان به آن چه بدان رسیده اند ، نمی توانستند رسید.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 8:17 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
درود بر دوستان خب من! خوبید چه خبر جه می کنید؟

شير و آدميزاد

شیر گردن کلفت

يکی بود يکی نبود ، غير از خدا هيچکس نبود.
يک روز شير در ميدان جنگل نشسته بود و بازي کردن بچه هايش را تماشا مي کرد که ناگهان جمعي از ميمونها و شغالها در حال فرار به آنجا رسيدند. شير پرسيد: « چه خبر است؟» گفتند: « هيچي، يک آدميزاد به طرف جنگل مي آمد و ما ترسيديم.»
شير با خود فکر کرد که لابد آدميزاد يک حيوان خيلي بزرگ است و مي دانست که خودش زورش به هر کسي مي رسد. براي دلداري دادن به حيوانات جواب داد: « آدميزاد که ترس ندارد.»
گفتند: « بله، درست است، ترس ندارد، يعني ترس چيز بدي است، ولي آخر شما تا حالا با آدم جماعت طرف نشده ايد، آدميزاد خيلي وحشتناک است و زورش از همه بيشتر است.»
شير قهقه خنديد و گفت: « خيالتان راحت باشد، آدم که هيچي، اگر غول هم باشد تا من اينجا هستم از هيچ چيز ترس نداشته باشيد.»
اما شير هرگز از جنگل بيرون نيامده بود و هرگز در عمر خود آدم نديده بود. فکر کرد اگر از ميمون ها و شغال ها بپرسد آدم چييست به او مي خندند و آبرويش مي رود. حرفي نزد و با خود گفت فردا مي روم آنقدر مي گردم تا اين آدميزاد را پيدا کنم و لاشه اش را بياورم اينجا بيندازم تا ترس حيوانات از ميان برود. شير فردا صبح تنهايي راه صحرا را پيش گرفت و آمد و آمد تا از دور يک فيل را ديد. با خود گفت اينکه مي گويند آدميزاد وحشتناک است بايد يک چنين چيزي باشد. حتماً اين هيکل بزرگ آدميزاد است.
پيش رفت و به فيل گفت: « ببينم، آدم تويي؟ »
فيل گفت: « نه بابا، من فيلم، من خودم از دست آدميزاد به تنگ آمده ام. آدميزاد مي آيد ما فيلها را مي گيرد روي پشت ما تخت مي بندد و بر آن سوار مي شود و با چکش توي سرما مي زند. بعد هم زنجير به پاي ما مي بندد و يا دندان ما را مي شکند و هزار جور بلا بر سرما مي آورد. من کجا آدم کجا.»
شير گفت: « بسيار خوب، خودم مي دانستم ولي مي خواستم ببينم يک وقت خيال به سرت نزند که اسم آدم روي خودت بگذاري.»

...............................


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 10:24 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|
درود بر دوستان گل من امروز از سایت گردا دیدن کردم که پیشنهاد می کنم شما هم دیدن کنید واقعا دست برنامه نویسای  سپاه درد نکنه
در یک عملیات سازمان یافته سپاه شروع به هک و بستن سایت های مستهجن کرده و افراد گرداننده ی اونها رو که با شبکه های بزرگ ضد جوانان  ایرانی کار می کردن دستگیر کرده به همراه عکس و مشخصاتشون در سایتش گذاشته ببینید حتما!
الیس الله بکاف عبده؟ایا خداوند برای بنده اش کافی نیست؟
ایا می دانی چرا خداون شیطان را از درگاه خود راند؟
چون فرمان خدا را برای سحده بر انسان اطاعت نکرد.
اما بی وفایی برخی ادمیان را بنگر که از خدا رو م یگردانند و حلقه ی بندگی شیطان به گردن می اویزند.
رسول خدا (ص) می فرماید:خداوند به چنین انسان هایی خطاب می کند:
من به خاطر تو شیطان را طرد نمودم اما تو او را دوست گزفتی و به اطاعت او در آمدی؟


لینک های زیر عکس اون کثافت هاست
http://gerdab.ir/fa/pages/?cid=157
http://www.gerdab.ir/fa/pages/?cid=227
منبع سایت: gerdab.ir

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 7:50 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|
سلام آقا محمد با ارادت و عرض احترام از روی عادت

به رسم خوب ایام رفاقت نوشتم نامه تا گیرم سراغت

نوشتم نامه ای با عشق و امید اگر خطم بده لطفاً ببخشید

گمانم برده ای مارا ز یادت؟ منم ... «کبلا مرادو» از ولایت

چه ایام خوشی با هم سپردیم چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم ...

حدوداً دوم خرداد بودا ... دل مردم ز غم آزاد بودا ...

مث برق و مث توفان گذشت‌ها ... به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها ...!..........
............
............

 بقیه در ادامه ی مطلب صفای وجود هرچی ایرانی و انسان وفادار که به رفقاش خیانت نمی کنه!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 9:39 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|
فردا چهارشنبه سوریه. چند سالیه که هر چی ناسزاست به این جشن بزرگ گفته می شه. من از همه ی ایرانیای گل خواهش می کنم این جشن رو درست برگزار کنن. این یه جشن باستانی برای تندرستی و یه جشن دینیه. نذارین همین رو هم ازمون بگیرن. جدا از نوروز و جشن سوری جشن دیگه ای از جشنای فراوون باستانی مون نمونده. خواهش می کنم هم یاری کنین.

 

در گذشته به این جشن می گفتن «جشن سوری» (سوری= سرخ رنگ(به رنگ آتیش)) و در روزهای پایانی سال برگزار می شد. نه تو شب چهارشنبه. زیرا تو ایران باستان ما هفته نداشتیم. پس از اسلام این جشن به شب چهارشنبه ی پایانی کشیده شد.

ما ایرانیا تو این جشن آتیش روشن می کردیم تا همه ی زشتی ها و بیماری ها رو بسوزونه و سال نو رو با خوشی آغاز کنیم. همه ی خونواده کنار آتیش می شستن و آش می خوردن و از خدا نیکی و تندرستی درخواست می کردن.

امیدوارم جشن امسال درست برگزار بشه.


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 4:2 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
سلام همه ی دوستان گل من جشن همتون شادباد!

سپندار مذگان، روز دلدادگان ايرانی

  كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه سده پس از ميلاد، كه از بيست سده پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است. جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 4 روز پس از والنتاين فرنگي است! اين روز "سپندارمذگان" يا "اسفندارمذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملي زمين يعني گستراننده، مقدس، فروتن است. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند.... آيا زمان آن نرسيده است كه همچون سال هاي اخير و گسترش جشن هاي سده و مهرگان در ايران نسبت به پيش تر، سپندار مذگان را هم گرامي بداريم ؟
 
  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 1:14 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|
هم میهن من به اینجا برو تا نوروز رو جهانی کنیم:

http://www.petitiononline.com/Norouz/petition.html

به یاری همه ی ایرانیان نیازمندیم.


+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 5:20 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

دنباله ی این نوشته ، دنباله ی نام های ایرونی ایه که با ب آغاز می شن . بخونینش .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 10:36 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

این بار نام های ایرونی زیبایی رو آوردم که با نویسه ی « ا » آغاز می شن . دنباله ی نوشته ام رو بخونین .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت 9:45 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
بدانید هر آنکه مهر میهن در دل ندارد کافر است!می دانید چرا چون این میهن را خدای بزرگ آفریده است و هرگز راضی نیست که نسبت به میهن بی مهری کنیم!
 
 
منشور کوروش بزرگ با ترجمه به زبان های
انگليسی , فرانسوی , آلمانی , اسپانيایی , ايتاليایی , روسی  :
 

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.
پسر کمبوجيه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، ...، نبيره چيش پيش، شاه بزرگ ، شاه انشان ... از دودماني که هميشه شاه بوده اند و فراماروائي اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامي مي دارند و [از طيب خاطر، و]با دل خوش پادشاهي او را خواهانند . .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 4:55 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|

    با درخواست یکی از دوستام یه بار دیگه درباره ی نام های ایرونی می نویسم :

    این بار می خوام بپرسم که چرا نام هایی مانند رستم ، اسفندیار ، رکسانا ، ایرج ، تورج ، فرامرز یا . . . پیش مردم ما نام های کهنه ای شده . می گن این نام ها واسه ی بچه های امروزی نیست . کهنه شده . . . . شاید هم راست می گن .

    کی این نام ها رو کهنه کرده ؟ ما ، خودمون این کار رو کردیم .

    اکنون زمان اون رسیده که این نام ها رو جوون کنیم . نذاریم فراموش بشن . رسانه ها بهترین ابزار برای این کارا هستن ( گرچه این ابزارها بیش تر دارن در کهنه کردن یا بد جا انداختن نام های ما کار می کنن .) . تو باختر زمین نام باستانی ای مانند الکساندر ( اسکندر خودمون ) روز به روز بیش تر می شه . ما نباید بذاریم نام های ما فراموش بشن . با فراموش شدن نام هامون ، فرهنگمون ، پیشینه مون ، ارزشمون ، . . . همه چیزامون ، می رن .

    چرا نباید نام های ما رو بیگانه ها بشناسن ؟

    این پایین چند تا نام ایرونی رو کنار نام های هم ارز بیگانه شون آوردم ( نام های راست ، ایرونی ان . اونایی که چپ نوشتمشون تازی ان .) :

دلارام به جای سکینه

ستاره به جای نجمه یا کوکب

خورشید به جای شمسیه

ناهید به جای زهره

زیبا به جای جمیله

 


+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 5:20 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

به درخواست یکی از دوستان نام هایی رو که با « س » آغاز می شن آوردم . دنباله ی نوشته ام رو بخونین .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 7:19 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

باز هم با نام های زیبای ایرونی اومدم . دنباله ی نوشته ام رو بخونین .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 2:18 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

    امروز با چند تا دیگه از نام های زیبای ایرونی اومدم . دنباله ی نوشته ام رو بخونین . خواهش می کنم واسه ی نام گذاری فرزندانتون از این نام ها بهره ببرین تا فراموش نشن .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:40 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

به زیر باد وباران می رویم ما       به زیر باریاران می رویم مــا

به زیر خنجر دشمن چــه آسان     مثال سربداران می رویم مـا

ولیکن زیر بار ذلــــت ونـنگ      نخواهیم رفت در هر عرصه ی تنگ

برای اینکه ما ایرانی هستیم    همیشه سرکش و آمـاده ی جنگ


 

منبع: پـــارســـه

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:20 بعد از ظهر
توسط موضوع: فرهنگی|

امروز چند تا نام ایرونی رو تو « ادامه ی مطلب » نوشتم ، با این امید که ازشون بهره ببرین .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 7:27 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

چرا بایستی نام های ما رو کوچیک بشمارن ؟ چرا باید تو همه ی رسانه ها ، مردم بد یا نادرستش ، نام های ایرونی داشته باشن ( بزه کارای نو رو تو همه جا با نام های «آرش» ، «اشکان» ، «پدرام» ، ... می شناسن.) ؟ چرا بایستی توی همون رسانه ها ، مردم درستش نام های بیگانه ای مانند نام های تازی داشته باشن ؟ من نمی خوام به چیزی ناسزایی گفته باشم ؛ با همه ی اینا ، نبایستی ما خودمون تو فرهنگمون جابندازیم که نام های تازی بهتر از نام های ماست . اگه پیرو اسلامیم ، دربایست نیست که نام هامون تازی باشه . همین که نام های زیبایی داشته باشیم ، بسه . اگه می خوایم نامی رو واسه گرامی داشت کسی رو کس دیگه بذاریم ، می تونیم برگردونش کنیم .

نیکا ، نیکی ، نیکو = حسن ، حسین

والا = علی

ستاره = نجمه

فرشته = ملکه ، ملک

... .


+ نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 9:11 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

توی ایران باستان ما ، هر چند گاه یه بار یه جشنی می گرفتن تا مردم شاد باشن ، دور هم باشن ، با هم باشن . این جشن ها نشون دهنده ی فرهنگ والا ، نشونگر جهان بینی ما ایرانیاس . پس از اومدن تازی ها ، کم کم جشن ها فراموش شدن . روی جشن ها نام زرتشتی بودن گذاشتن تا بندازنشون کنار ( گرچه آیین زرتشتی ، دین پاکیه ؛ با همه ی اینا ، تازیا مخ مردم ما رو شستشو می دادن که ... .) اکنون جدا از چهارشنبه سوری (که بهتر از من می دونین بازیچه ی دست یه مشت بچه شده تا بزنن همدیگه رو ناکار کنن) یا نوروز (که این هم اون گونه که بایستی باشه ، نیست) جشن دیگه ای نمونده .

مهرگان ، سده ، تیرگان ، بازگیران ، ... از جشنای باستانی ما هستن . تازه ، هر روزی که نام روز با نام ماه یکی می شد رو هم جشن می گرفتن . پس چرا اکنون هیچ کدوم اینا نیست ؟ آیا چون پیرو اسلام شدیم ، جشنای ایران باستان بایستی دور ریخته شه ؟ واسه ی همیناس که جوونای ما به مهمونی های شبانه کشیده می شن . اگه این همه جشن برگزار بشه ، می دونین تا چه اندازه زندگی مردم ما شادتر می شه ؟


+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 9:16 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

نیازی به گفتن نداره که زبون یه کشور نشون دهنده ی فرهنگ اونه . کسایی هم که یه چیزی از زبونای بیگانه می دونن ، بهتر از من می دونن که توی بیش تر زبونای جهان ، واسه نشون دادن مرد از یه واژه ، واسه ی نشون دادن زن هم از یه واژه ی دیگه بهره می برن .

تو انگلیسی : he – she

تو فرانسه : il – elle

تو تازی : هی – هو ( تو این زبون که بیش تر واژه ها زنونه یا مردونه ان .)

... .

پس اگه یه خورده بیندیشین ، می بینین که تو زبون ما مرد رو با زن برابر می گیرن . هیچ واژه ی پارسی ( فارسی ) ای نیس که واسه ی مرد یا واسه ی زن باشه !!! برین با این فرهنگ والای ایرونی خوش باشین .


+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 4:24 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

« جشن بزرگ چهارشنبه سوری » رو به همه ی هم میهنام ،  همه ی ایرونیا ، همه ی دوستدارای فرهنگ ایرونی شادباش  می گم .


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 4:25 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
ايرانيان براي هر پديده سودمندي جشن ( نيايش همگاني) برگزار مي‌كرده‌اند. از اين پديده‌ها مي‌توان رويدادهاي طبيعي را نام برد. زمين در گذر خود به گرد خورشيد از مداري بيضي شكل مي‌گذرد. هرگاه خورشيد در هر يك از دو مركز اين بيضي باشد (زمين در دو سر قطر بزرگ جاي داش.......

حتما در ادامه ی مطلب دنباله ی متن رو بخونید چیز به درد بخوریه!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 5:20 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|

    از همه ی هم میهنام خواهش می کنم تو این روزای مونده به جشن چهارشنبه سوری ، هم چنین تو خود این روز بزرگ ، از بهره وری از چیزایی مانند سیگارت ، چیزای آتش زا خود داری کنن . جدا از جشن نوروز ، جشن چهارشنبه سوری ، همه ی جشنامون از یاد رفته . اینا رو دیگه ازمون نگیرین . خواهش می کنم .


+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 6:17 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

« دوست داشتن است که روان را زنده نگه می دارد.» 

                       اهورا مزدا

29 بهمن ، روز دوست داشتن ، روز دلدادگی ، روز سپندارمدگان ، بر همه ی ایرانیان فرخنده باد .

( باز هم می گم واسه ی آشنایی با این روز بزرگ ، به بایگانی نوشته هام ، به نوشته ای با نام «valentine یا سپندارمدگان»، سر بزنین.)


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 5:9 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

   پس از پرتره های خوار کننده ، دشمنانه ، خنده دار روزنامه های دانمارکی دیدیم که همه ی مردم ما واسه چیزایی که دوستشون داشتن جنگ فرهنگی ای رو با راهپیمایی ها ، کشیدن پرتره ، ... آغاز کردن . اونا نشون دادن که نباید به دلخواسته هاشون چیزای ناجوری گفته شه . همه ی اینا از اون جا بود که رسانه ها همه چی رو به مردم گفتن ، آگاهشون کردن .

   پس چرا هنگامی که به ایران ، چنین ناسزاهایی گفته می شه ، مردم ایران رو هر کی هر چی دلش می خواد بار می کنه ، کسی چیزی نمی گه ، چرا نمی ذارن مردم آگاه شن ، چرا بهشون نمی گن .

   می دونم که همتون می اندیشین چه چیز ناجوری بارمون کردن ؟ چون کسی بهتون نگفته ، چرا ؟ شاید ایران واسشون چیزی نیست !!!

   گفته ی من درباره ی اون پرتره ، ناسزاها ، ... تو یه روزنامه ی نیویورکیه که توش کشورمون رو به ... مانند کرده ، مردممون رو هم سوسکای دورش نامیده ... . از این بدتر چی باید باشه ؟ چرا کسی چیزی به مردم ما نگفت ؟ چرا نمی خوان دشمنای مردم ما رو بهشون بشناسونن ؟            

    شما چی می گی هم میهن ؟؟؟


+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 7:5 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
سنگ‌نبشته بیستون به ‌عنوان یكی از قدیمی‌ترین متن‌های تاریخی شناخته شده ایرانی به فرمان داریوش بر كوه حكاكی شد.

داریوش سومین شاه هخامنشی در زمان اسقرار حكومت خود دستور به نقش این متن داد. این کتیبه یکی از معتبرترین و مشهورترین سندهای تاریخی جهان است . زیرا مهمترین نوشته میخی زمان هخامنشی است . مجموعاً سطحی که این کتیبه در برگرفته به طول 5/20 ( بیست متر و پنجاه سانتیمتر ) و عرض 80/7 ( هفت متر و هشتاد سانتیمتر ) است. موقعیت این خطوط نسبت به نقوش چنین است . در زیر نقش ها خطوط فارسی باستان در 5 ستون به طول 23/9 ( نه متر و بیست و سه سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 63/3 متر ( سه متر و شصت سانتیمتر ) و 414 سطر قرار دارد . در دست راست کنار نقوش یک بخش کتیبه ایلامی به طول 60/5 ( پنج متر و شصت سانتیمتر ) و عرض یا ارتفاع 70/3 قرار دارد و بقیه این کتیبه در سمت چپ در امتداد خطوط فارسی باستان به طول 67/5 و عرض 63/3 متر و کلاً 593 سطر در هشت ستون قرار دارد . کتیبه اکدی ( بابلی ) در قسمت بالای کتیبه سمت چپ ایلامی قرار دارد با طول یا ارتفاع چهار متر (4) و عرض از قسمت بالا 52/2 و در قسمت پایین 31/2 این کتیبه به شکل ذوزنقه می باشد و در 112 سطر است. مجموع خطوط و نقوش برابر با 120 متر مربع است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 4:33 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|

داریوش :

 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام آن کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها نیز دارای احترام می باشند.

جانشین من خشایار باید در حفظ این کشور ها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد. اکنون که من از این جهان می روم، تو دوازده کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر، یکی از ارکان قدرت تو می باشد؛ زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست، بلکه به ثروت نیز هست. پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زیرا قاعده این زر در خزانه این است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت، آنچه برداشتی، به خزانه برگردان.

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 4:31 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|

      دوستان خوب می تونن واسه خوندن دونستنی هایی درباره ی روز ولنتاین به بایگانی نوشته هام برن ، نوشته ای با نام « سپندارمدگان یا valentine» رو بخونن .

      هم چنین پیشکش هاتون رو نگه دارین تا تو روز سپندارمدگان که چند روز دیگه است به همسراتون بدین .


+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 6:41 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

      این همه گفته می شه کالای ایرونی بخرین ، مردم ما می گن به درد نمی خوره . زود این جوری می شه ، اون جوری می شه . اگه هنگام خریدن یه چیز بهشون بگین این ایرونیه ، دیگه نمی خرنش . هیچ کدومشون هم نمی اندیشن که اگه برخی از کالاهای ایرونی خوب نباشه ، چرا اون جوریه ؟

      پاسخش اینه : آیا تا روزی که یه چیز خریدار نداشته باشه ، می شه امیدوار بود بهتر شه ؟ به چه انگیزه ای ؟ تا روزی که همه ی کارخونه دارها ، کارگرها ، ... بدونن مردم ساخته هاشون رو نمی پذیرن ، دیگه کوشش نمی کنن چیز بهتری بسازن . نمی گم چیزای ایرونی ای رو که خوب نیستن بخرین ، همین پشتیبانی تون خوبه . همین که به همه بگین کالای خوب ایرونی رو می خرین ، کار خودش رو می کنه . پس تا یه چیز ایرونی دیدین نگین بده ، شاید خوب باشه ، که هست . هر چی که واسه بیرون از ایران باشه که خوب نیست .

       پس ، هم میهن بیا به کشورت یاری کن . نذار جوونای ایرونی بیکار بشن . نذار این همه واسه هر چیز کوچیک نیازمند بیگانه ها باشیم .


+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 6:32 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

                      درباره ی شماره های نوشتاری خودمون ( ...،1،2،3 )

 خوبه بدونین که اینا شماره های تازی نیستن ؛ چون از هند اومدن . اگه می پرسین که چرا بهشون شماره های تازی می گن پاسختون اینه که یکی از دانشمندای ایرونی ( که یادم رفته کی بوده ) اینا رو به کار برده . از اون جا بوده که به کار بردن این شماره ها میون مردم روا شده ، اون نوشته هایی هم که این شماره ها توش اومده به زبون تازیا بوده . بنابراین همه چی به نام تازیا نوشته شد .

پس بیاین پارسی گفتن رو آغاز کنیم ، آره کار سختیه ، چاره ی دیگه ای که نداریم ؟ تا کی ما بکاریم ، تازیا بهره وری کنن ؟ پس هم میهن واسه این کشور ، واسه زنده کردن فرهنگ فراموش شده اش ، تو هم کاری بکن .


+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 6:54 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

اکنون که ما تو روزای ماه محرم هستیم ، خب ، می دونیم که همه جا پر شده از سوگواری ها ، سینه زنی ها ، زنجیرزنی ها ، ... .چیزای خوبیه . روان همه مون رو از بسیاری از زشتی ها پاک می کنه. چیزی که امروز می خوام درباره ش بنویسم اینه که تو دهه ی نخست همه سوگواری می کنن به سر یا سینه می زنن ، ... از روز یازدهم دیگه کسی سیاه نمی پوشه ، از رسانه ها آهنگای شاد می شنویم ، همه دارن می خندن ، ... .

خوبه که تو دهه ی نخست از پیش سوگواری رو آغاز کنیم گرچه تو اون سال تو چند روز نخست خانواده ی سالار شهیدان چندان سختی نمی کشیدن سختی ها تازه از روزای هفتم با هشتم آغاز شد ، از روز یازدهم ، یه سختی های اشک آور تازه ای آغاز شد ... .

پس چگونه ست که ما تو ده روز نخست سیاه می پوشیم یا ... (که کار خوبیه) ، از روز یازدهم همه چی میاد سر جای نخستش؟ 

شما چی می گین؟


+ نوشته شده در جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 11:43 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

با درود بر تن و روان فردوسی پاکزاد،

یه سروده از بزرگ ترین سراینده ی ایران " فردوسی " که تازیا رو خورد و خاکشیرمی کنه :

زشیر شتر خوردن و سوسمار                              عرب را به جایی رسیده است کار

            که تاج کیانی کند آرزو                              تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:49 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

یه بار دیگه یه خواهشی دارم ، این بار نه از شما ، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی :

خواهشم اینه که به نام یه نهاد که بزرگ ترین کارهای فرهنگی کشور زیردست اوناست ، کمی هم برای زنده کردن فرهنگ ایران تلاش کنن. اون همه جشن و... فراموش شدن (جدا از چهارشنبه سوری و نوروز). همه ی نام های ما شده تازی که می شه به ایرونی برگردوندشون.برای نمونه نام حسن که اگه برگردونیمش می شه نیکا(پسرونه) و نیکو و نیکی(دخترونه).

مگه نمی شه هم مسلمون بود و هم با فرهنگ ایرانی زندگی کرد؟


+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 5:44 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|
چون عشق اشارت فرماید، قدم به راه نهید،
گرچه دشوارست و بی زنهار این طریق .
و چون بر شما بال گشاید ، سر فرود آورید به تسلیم،............
در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 4:3 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: فرهنگی|

blogema

دون کرلیونه(مدیر)

blogema

http://blogema.blogfa.com

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

<<زنده باد کوروش شهریار آزادی ها>>
صبر کنین آهنگ وبلاگ بالا بیاد خیلی قشنگه خیلی!

به وبلاگ ما خوش آمدید!این وبلاگ عاری از هرگونه مطالب غیر اخلاقی بوده و وابسته و یا متمایل به هیچ یک از تشکیلات دولتی و یا گروه های سیاسی نمی باشد.در این وبلاگ سعی می شود به موضوعات روز دنیا همچنین مشکلات مدرسه ما (سمپاد آمل) پرداخته شود تا مدرسه ای بهتر داشته باشیم.به آرشیو مطالب حتما سر بزنید!
خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه کنید!
با تشکر ار بازدید شما بیننده عزیز
مدیر وبلاگ آرش توکلی

وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
من در طول مدت عمر خود هر آرزويی كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاری كه زدم پيروز شدم دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامی بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما می سپارم .
من به خاطر ندارم در هيچ جهادی برای عزت ، سربلندی و كسب افتخار برای ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسی خوشبخت ميدانم زيرا : فرزندانی كه خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و پرشكوه می باشد و آيندگان مرا مردی خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكی ، محو و فناپذير نمی گردد . مرگ چيزی است شبيه به خواب .
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از كژی و ناروايی بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت كه از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.

بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش
اينك من به ياری خداوند تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروزی
كه زنده ام و خداوند توفيق سلطنت به من بدهد دين و آداب و رسوم ملتهايی را
كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و
زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر
ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و خداوند توفيق
سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را
پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه
پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسی
به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را
به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد
و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است داشته
باشد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی
را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد
به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد .
و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا
طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری خداوند سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت
كه مردان و زنان را بهعنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من
مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان
به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از خداوند خواهانم كه مرا در راه
اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك چهارگارنه
برعهده گرفته ام موفق گرداند
وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل

نوادگان کوروش

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog