تبليغاتX
نوادگان کوروش
۲۹ اکتبر (۷ آبان) روز جهانی کورش بر جهانیان فرخنده باد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:30 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: متفرقه|

Winston Churchill: We make a living by what we get, but we make a life by what we give.


+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 9:1 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: سخن|

شمارگان پارسی

واژه ی «صِفر» از «زفر» گرفته شده که اوستاییه . زفر = چنبر (= حلقه).

به جای «ده هزار» که خودش پارسیه می تونیم بگیم «بیوَر».

واژه ی «کرور» پارسی نیست، هندی تازی شده است . چم (= معنی) این واژه «پانسد هزار» هست . ولی روشنه که نیازی نیست هم تراز پارسی داشته باشه.

پارسی «میلیون» هم «وَسان» می شه . جاش می تونیم از «سَد بیوَر» هم بهره ببریم. میلیارد هم می شه «وَسیار» .

در انگارش (= ریاضی) به جای «رقم» از واژه ی «پیکر» بهره می بریم. گرچه این واژه چم های دیگه ای داره ، ولی این جا هم به کار می ره .

 از دستورزبان

در دستور زبان پارسی به جای واژه ی «فعل» از واژه ی بسیار زیبای «کارواژه» بهره می بریم. می تونیم «پویه» هم بگیم. به جای «مفعول» هم می گیم «پوییده». پیش از این گفته بودم که «فاعل» می شه «کــُنا» . اکنون بدونین که «پوینده» هم می شه. «مصدر» هم به پارسی «وَچَـک» می شه . «صفت» رو می گیم «زاب» .

 

پزشکی و روانشناسی

آوانگاری = سونوگرافی

پرتوشناسی = رادیولوژی

پستان نگاری ، پــِستنگاری = ماموگرافی

روان نژند = عصبی

پی = عصب

 

ورزش ها به پارسی

بیلیارد = تــَـشیره ، گوی بازی

تنیس = پَـگ تاب

فوتبال = لِپگام

والیبال = گوی پَر

باز هم ساستاری

آریستوکراسی = نژاده خواهی

بورژوازی = دارامندی

بوروکراسی = دیوان سالاری

تئوکراسی = دین سالاری

دموکراسی = مردم سالاری


+ نوشته شده در یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 5:17 بعد از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: پارسی بگوییم|

این مرد رو که می شناسین . تو شاهنامه ازش فراوون هست . ولی از اونجا که از گفت و گو درباره ی نام ها خوشم میاد اومدم این نام رو بررسی کنیم :

پارسی اش می شه «دهاک». این دیدگاه که این واژه پارسیه بیشتر با خرد همخونی داره. یکی این که برخی ها می گن «دهاک» همون «آژی دهاک» هست که واپسین شاه ماد بوده. خود واژه ی «دهاک» هم واژه ی بسیار زیباییه که این گونه ساخته شده : ده + آک (=عیب) . می گن ده تا آک بزرگ داشته که ایناهاشن : 1- زشت پیکری 2- کوتاهی 3- بادسری 4- بی شرمی 5- شکم بارگی 6- بد زبانی 7- ستمگری 8- شتاب زدگی 9- بد دلی 10- دروغ گویی (خودمونیم ها، چی بوده واسه خودش !!!)

ولی یه دیدگاه دیگه هست که می گه این بچه پدر و مادرش تازی بوده ان و هنگامی که این بچه زاده شد دو تا دندون نیش داشت. به گونه ای که گویی داره می خنده. از این رو پدر و مادرش که تازی بودن نامش رو «ضحاک (=خندان)» گذاشتن .


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 5:13 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: پارسی بگوییم|

جومونگ هم به پایان رسید. بسیاری ها تو این چند ماه می گفتن که چیه این برنامه های کره ای رو نشون می دین و چیزای بهتر رونمی کنین. پاسخ اینا رو کوتاه می دم. تو این سال ها برنامه ای پخش شده که تا این اندازه آموزنده باشه؟ روند پایه گزاری یه کشور و تلاش ها و از خود گذشتگی هایی که نیاز داره رو به خوبی تو «جومونگ» دیدیم. رفتار زبر دست با زیردست ها  رو دیدیم. یاد گرفتیم چگونه خشم و کینه رو پنهان کنیم. چگونه آماجی (=هدف) واسه زندگی مون داشته باشیم و واسه رسیدن بهش تلاش کنیم و ... .

جدا از این یه چیز دیگه هم هست که دیشب بهش پی بردم و اون چرایی (=علت) ساخت «جومونگ» هست. «جومونگ» واسه کره ی اباختری (= شمالی) و بزرگترین شاه اوناست که شاهنشاهی «هان» رو که پس از «هخامنشیان» و «ساسانیان» بزرگترین فرمانروایی آسیا بوده نابود کرد. اکنون دو کره ی اباختری و نیمروزین (= جنوبی) با هم به گونه ای هستن که به گفته ی یکی از خود کره ای های نیمروزین مانند ایران و اسرائیلن ! باور کنین این سخن یه کره ایه که خودم باهاش گفت و گو کردم. ولی چرا کره ی نیمروزین اومد و «جومونگ» رو ساخت و گذشته ی پرشکوه دشمنش رو نشون داد؟

به دید من کره ای های نیمروز خواستن تا ریشه شون رو به همه نشون بدن. «اونجو» پسر دوم «سوسانو» بود که بخش چشمگیری از کشورشون رو پایه ریزی کرد. اونا «جومونگ» رو ساختن تا بگن که نیاکانشون چه تلاش ها کردن و اگه سپس دو ریشه شدن (با این که هر دو از یه ریشه ان) همه ی شکوه اونا با همه. امروز جهان پیشرفت کره ی نیمروزی رو داره به چشم می بینه . کره ی اباختری (=شمالی) که خودتون می دونین داره چی کار می کنه. هر اندازه هم باشه به پیشرفت کره ی نیمروزین (=جنوبی) نمی رسه . کره ی نیمروزی اکنونش روشنه و همه دارن می بیننش. ولی نیاز داشت تا گذشته اش هم روشن باشه. هاتا (=حتی) اگه تو این کار شکوه گذشته ی دشمنش هم بالا بره ولی چیزی از ارزش های کره ی نیمروزی کم نمی شه و سود بیش تر واسه اوناست.

و این خودش یه آموزش دیگه است واسه ماها که هاتا به پیشینه ی خودمون نگاه نمی کنیم و نمی دونیم که چگونه می شه با بالاتر بردن دشمنمون خودمون سود کنیم.


+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 5:12 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: سینما|

    امروز می خوایم چندتا واژه رو با هم بررسی کنیم که تو آیین اسلام بسیار به کار رفته ان و اکنون دیدگاه هایی اونا رو پارسی می دونه :

واژه ی «حج» از پارسی گرفته شده!!! باورش واسه خود من هم آسون نبود. چندان به خودتون فشار نیارین. پارسی اش «هـَنج» بود!!! «حاجی» هم می شه «هنجی»!

واژه ی «مسجد» رو یه جایی خوندم که از پارسی گرفته شده. به اندازه ای واسم شگفتی آفرین بود که هنوز نتونستم باورش کنم. دیدگاه های گوناگونی در این باره هست. در دستور زبان تازی می بینیم که «سجده» و «ساجد» و «مسجد» و ... از همدیگه گرفته شده ان. ولی سخن دیگه ای هست که می گه اینا پارسی ان. شاید باشه. چون اگه «مسجد» از پارسی گرفته شده باشه ، چون ساختارش به زبان تازی می خوره و هم تراز «مَفعِل» هست ، شاید تازی ها همین رو گرفتن و ازش «سجده» و ... رو ساختن. ولی دیدگاه اونایی که این واژه رو از پارسی می دونن چیه ؟

اونا می گن که «مسجد» از «مزگت» اومده و این خودش در گذشته «مزکد» بوده : مز = والا ــــ کد = خانه

و هاتا (=حتی) می گن که «مزکد» همون «مزداکده» هست که می شه «خانه ی دانا(خدا)» . گفته شده برخی زبان شناسان یهودی برای این دیدگاه سخنان فراوانی گفته اند و بی بروبرگرد اون رو پارسی دونسته ان. اگه شما چیزی می دونین ، بیاین با هم رایزنی کنیم. زبان به راستی چیز شگفتیه.


+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 4:18 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: پارسی بگوییم|

روزهای ماه مبارک رمضان ماه خودسازی بر شما پیروز باد.

علی با نان از راه می رسد.نان سنگک است آخر مادر بزرگش فقط نان سنگک دوست دارد.

-علی جان پسرم نون گرفتی؟

-آره ننه گرفتم

-شلوغ بود ننه؟

علی با اینکه 45 دقیقه در صف ایستاده بود ولی گفت:نه ننه شلوغ نبود

خاله سفره را پهن کرد.پنیر را هم مادرش گذاشت پنیر شش گوش سفید که همچون زندگی آن ها برق می زد و سرشار از لطف و مهربانی بود.

دایی آش را آورد .بوی دست پخت زن دایی خانه را گرفته بود.بوی سفره افطار البته بیشتر خود نمایی می کرد.سفره ای که مزین به سبزی تازه ی باغ خان دایی بود.سفره ای که فرنی سفید و براق مادربزرگ را نمایان می کرد.بوی گلاب که این سفره را چون بوستانی پر گل کرده بود البته بوی گلاب ایرانی!

الله اکبر الله اکبر اشهد ان.....

صدای اذان که آمد وضو گرفتن ها آغاز شد.گوهر آدمی را با آبی زلال جلا می دادند تا نکند که گرد و غبار مانع از نمایان شدن این یگانه  مخلوق صاحب اراده گردد.سپس نماز شروع شد تا به یادش باشند.

سر سفره که نشستند مادربزرگ گفت:بسم االه الرحمن الرحیم  به نام یزدان بخشنده ی مهربان

محمد 4 ساله گفت :مادربزرگ چگونه فهمیدی خداوند بخشنده ی مهربان است؟

مادربزرگ کمی فکر کرد و سپس گفت:چون ما را اینجا گرد هم آورده محمد جان.

محمد گفت:خوب این چه فایده ای دارد؟

مادربزرگ گفت:می فهمیم انسان ها وقتی هستند، وقتی حضور دارند، وقتی موفق هستند که گرد هم باشند و از گوهر جمعیت بر زیبایی انسانیت خود بیافزایند.وافطار بهانه ای بود برای جمع شدن برای یاد آوردن آن یگانه یزدان پاک که بزرگیش در زبان نمی گنجد.

از خواننده تقاضا دارم برای شادی روح مادربزرگ عزیزم صلواتی ختم کند .

(عکس زیر عکس مادربزرگ من نیست.برای شادی این مادربزرگ اگر زنده است و یا اگر خدای نکرده فوت شده است برای شادی روحش صلواتی ختم کنید)


+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 7:59 بعد از ظهر
توسط دون کرلیونه(مدیر) موضوع: |

نمی­توانم بپذیرم که تلاش نکنم. من در درونم می­دانستم که می­خواهم چه باشم و چگونه بازیکنی بشوم. من به درستی می­دانستم کجا می­خواهم بروم و روی آن جایگاه کیانی (=متمرکز) شدم تا به آن رسیدم.                         (مایکل جردن)


+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 8:23 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: سخن|

بسیاری ازم درباره ی «نقطه» پرسیدن. بهتون بگم که این واژه به پارسی می شه «دیل» یا «پــِـنـده». ولی یه جاهایی باید چیز دیگه ای بگیم. مانند این که به جای «نقطه ی حرکت» می گیم «تازگاه» یا این که به جای «نقطه نظر» می گیم «دیدگاه» یا «نگرش». ولی به جای «نقطه گذاری» می تونیم بگیم «دیل گذاری» یا به جای «نقطه چین» از «دیل چین» بهره می بریم.

نقطه ی اوج = بالِست

نقطه ی ضعف = زبونگاه

نقطه ی عطف = چرخش گاه

راستی «قواره» به پارسی می شه : کــَرَج !!!


+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 8:17 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: پارسی بگوییم|
کارل گوستاو یونگ ، بزرگمرد سوئیسی ، درباره ی فرهنگ ایرانی گفته که اگر این فرهنگ گرانسنگ نمی بود و به باخترزمین نمی رفت ، هرگز فرهنگ پیشتاز نو در آن سامان آغاز نمی گرفت و اروپاییان به آن چه بدان رسیده اند ، نمی توانستند رسید.
+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 8:17 قبل از ظهر
توسط تامی(نیکا) موضوع: فرهنگی|

blogema

دون کرلیونه(مدیر)

blogema

http://blogema.blogfa.com

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

نوادگان کوروش

<<زنده باد کوروش شهریار آزادی ها>>
صبر کنین آهنگ وبلاگ بالا بیاد خیلی قشنگه خیلی!

به وبلاگ ما خوش آمدید!این وبلاگ عاری از هرگونه مطالب غیر اخلاقی بوده و وابسته و یا متمایل به هیچ یک از تشکیلات دولتی و یا گروه های سیاسی نمی باشد.در این وبلاگ سعی می شود به موضوعات روز دنیا همچنین مشکلات مدرسه ما (سمپاد آمل) پرداخته شود تا مدرسه ای بهتر داشته باشیم.به آرشیو مطالب حتما سر بزنید!
خواهشمندیم ما را از نظرات خود آگاه کنید!
با تشکر ار بازدید شما بیننده عزیز
مدیر وبلاگ آرش توکلی

وصیت نامه ی کوروش یزرگ(شهریار آزادی ها)
من در طول مدت عمر خود هر آرزويی كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاری كه زدم پيروز شدم دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند .
دشمنانم جملگی فرمانم را با رقبت گردن نهادند.
قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامی بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار می گرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما می سپارم .
من به خاطر ندارم در هيچ جهادی برای عزت ، سربلندی و كسب افتخار برای ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهای بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسی خوشبخت ميدانم زيرا : فرزندانی كه خداوند بر من عطا فرمود همگی سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و پرشكوه می باشد و آيندگان مرا مردی خوشبخت و كامياب خواهند شمرد .
من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكی ، محو و فناپذير نمی گردد . مرگ چيزی است شبيه به خواب .
در مرگ است كه روح انسان به ابديت می پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد می گردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسيد كه در بقای او هيچ ترديدی نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست از كژی و ناروايی بترسيد .
اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجرای عدالت تسامح ورزيد ، ديری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد
من عمر خود را در ياری به مردم سپری كردم . نيكی به ديگران در من خوشدلی و آسايش فراهم می ساخت كه از همه شادی های عالم برايم لذت بخش تر بود .
ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را موميایی نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره های بدنم خاك ايران را تشكيل دهد .
چه افتخاری برای انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكی مثل ايران دفن شود.

بخشی از منشور جهانی حقوق بشر كوروش
اينك من به ياری خداوند تاج سلطنت را بر سر نهادم اعلام می كنم كه تاروزی
كه زنده ام و خداوند توفيق سلطنت به من بدهد دين و آداب و رسوم ملتهايی را
كه من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد ونخواهم گذاشت كه حكام و
زير دستان من دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آن هستم و ديگر
ملتها را مورد تهديد و تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين كنند .
من از امروز كه تاج شاهی به سر نهادم تا روزی كه زنده ام و خداوند توفيق
سلطنت را به من بدهد هرگز سلطنت خود را به هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است كه مرا به سلطنت قبول كند يا نكند و هرگاه نخواهد من را
پادشاه خود بداند من برای سلطنت ان ملت مبادرت نخواهم كرد . من تاروزی كه
پادشاه كشورهای ايران و بابل و جهات چهارگانه هستم نخواهم گذاشت كه كسی
به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وي را از ظالم خواهم
گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تاروزی كه پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال منقول يا غير منقول ديگری را
به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم نخواهم گذاشت كه شخصی ديگری را به بيگاری بگيرد
و بدون پرداخت دستمزد او را به كار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هركس آزاد است كه هر دينی را كه مايل است داشته
باشد و در هر نقطه كه می خواهد سكونت گزيند مشروط بر آنكه در انجا حق كسی
را غصب نكند .
وبه هرشغلی كه ميخواهد بپردازد و مال خود را به هرطريق كه ميخواهد
به مصرف به رساند مشروط برآنكه لطمه به حقوق ديگران لطمه نزند .
من امروز اعلام می كنم كه هركس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد
به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده مجازات كرد .
و مجازات برادر گناهكار و بر عكس بكلی ممنوع است و اگر يك فرد از خانواده يا
طايفه ای مرتكب تقصيری شود فقط مقصر بايد مجازات شود نه ديگران .
من تا روزی كه به ياری خداوند سلطنت می كنم نه خواهم گذاشت
كه مردان و زنان را بهعنوان غلام و كنيز به فروشند و حكام زير دستان من
مكلفند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود مانع از فروش و خريد مردان و زنان
به عنوان غلام و كنيز شوند .
رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد و از خداوند خواهانم كه مرا در راه
اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك چهارگارنه
برعهده گرفته ام موفق گرداند
وبلاگ دو تا از بچه های سوم دبیرستان سمپاد آمل

نوادگان کوروش

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog